{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧
Part ¹


[ساعت ۱۱ صبح]
سولا:لعنت بهش...لعنت به مدرسه
*سولا داره توی راهرو مدرسه میدوئه...طبق معمول...دیرش شده...شاید چون تا صبح داشته طراحی میکرده.*
*به کلاس میرسه،قبل اینکه در رو باز کنه نفس عمیقی میکشه*
سولا:هوفف...امروز سه شنبه ست،الان تاریخ داریم(کلافه)
*در رو باز میکنه*
*همه بر میگردن سمت در*
خانم پارک:به‌به!کیم سولا!فکر نمیکنی خیلی زود اومدی؟(تمسخر آمیز)
سولا:ببخشید خانم پارک...
خانم پارک:بشین(جدی)
*سولا کنار بهترین دوستش میشینه،یوجین*
یوجین: سلام کره خر(آروم)
سولا:سلام شپش(آروم)
*هر دوتاشون آروم آروم میخندن*
خانم پارک:خیلی خب پروژه هایی رو که هفته قبل گفته بودم رو بیارید،سریع!
سولا:یوجین...من ننوشتم،چیکار کنم؟؟؟(استرس)
یوجین:دوباره؟فکر کنم این دفعه خانم پارک نبخشه!!!
*سولا نفس عمیقی میکشه*
*همه بچه ها یکی یکی پروژه هاشون رو تحویل میدن...ولی سولا...نه!*
*پنج دقیقه بعد*
خانم پارک:خیلی خب،سولا؟پروژه ات رو تحویل ندادی
سولا:خانم....خب....من
خانم پارک: تو؟
*سولا دوباره نفس عمیقی میکشه تا بتونه درست حرف بزنه*
سولا:خانم پارک....من پروژه ام رو خونه جا گزاشتم
*سولا سرش رو پایین میندازه*
خانم پارک:فکر کردی من بچه ام؟از اول سال داری به من میگی تکالیفت رو خونه جا گزاشتی.....با این وضعیت،حتما باید به مدیر خبر بدم. اینجا مدرسه است کیم سولا!
سولا:خانم پارک.....لطفا،هر کاری بگید میکنم(استرس)
یوجین:خانم...ازتون خواهش میکنم....سولا رو ببخشید.
خانم پارک:سولا،آخر مدرسه بیا پیشم...کارت دارم
سولا:بله خانم(آروم)
*میگذره و ساعت 3 ظهر میشه*
*سولا وسایلش رو جمع میکنه و از دوستش خداحافظی میکنه*
[ساعت ۳:۱۵ ظهر]
*حالا سولا جلو در حیاط مدرسه منتظر خانم پارک وایساده*
سولا:واییی خدا،همه دارن میرن خونه این چرا نمیاد اهه
*دو دقیقه بعد*
خانم‌ پارک:سولا...
سولا:بله خانم
خانم پارک:من راجب اون موضوع فکر کردم...اگر میخوای به مدیر چیزی نگم باید راجب جئون جونگ‌کوک یه تحقیق صد صفحه ای بنویسی...اگه تا دو هفته آینده این تحقیق رو به من تحویل ندی،مجبور میشم راجب تو به مدیر بگم...و خودت خوب میدونی که این کار رو میکنم!
سولا:جئون جونگ‌کوک؟باشه خانم پارک...ممنونم

«سولا این پیشنهاد رو قبول میکنه....قافل از اینکه بدونه چی در انتظارشه...»



(دخترا فقط یه توضیحی ، این فیکشنی که من دارم مینویسم الهام گرفته از فیکشن "کاپیتان جئون" داخل واتپد هست ولی من با کلی تغییر مینویسم)
عشق بورزیــــــــد :]
دیدگاه ها (۲۱)

...𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧......"هر‌ عـــــشقی‌ پایانـــی‌...

𝐜𝐨𝐦𝐢𝐧𝐠 𝐬𝐨𝐨𝐧...

Accidentally yoursآروم از دفتر جئون بیرون اومد .نفس عمیقی کش...

وانشات (مایکی بونتن) p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط