{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگیه دیگه؛

زندگیه دیگه؛
گاهی خسته ات میکنه، خیلی خسته ات میکنه؛
اونقدر که دوست داری خودکارتو بزاری لایه صفحاتش.
یه مدت بری سراغ خودت، هیچی نکنی، با هیچکی حرف نزنی، حتی نفس هم نکشی؛
اما مشکل اینجاست بعد که بر میگردی
میبینی یه نفر خودکارو از لایه کتاب زندگیت بیرون کشیده
و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی،
گم میشی...
و هیچی تو دنیا بدتر از این نیست که ندونی کجای زندگیتی.
👌
دیدگاه ها (۲)

وقتی بعد از از دعوای دعوای با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش ه...

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 9ویو هویج:نامجون چند دقیقه‌ای بود که...

برده عمارت جئون

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part³: ...

part48. . سوبین در حالی که لباساشو پوشیده بود یه حوله دور گر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۴جونگکوک خندید و در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط