چند پارتی

چند پارتی
پارت ۱

از خستگی به کمرت پیچ و تابی دادی و عینکت و از رو چشمات برداشتی. کتابی ک تمومه دیشب و امروز مشغول خوندنش بودیو بستی و روی کاناپه گذاشتی.
صدای پیانو میومد
دوباره داشت از خودش کار میکشید. وارد اشپزخونه شدی و ماگ مخصوصش رو کنار قهوه ساز گذاشتی... بعد ده مین قهوه داغ رو توی ماگ ریختی بوی قهوه همه جای خونه رو برداشته بود.
سینی کوچیکی از کابینت بیرون اوردی و ماگ رو توش گذاشتی سینی بدست راهرو تاریک رو تا اتاق کارش طی کردی.. چند تق اروم به در زدی و منتظر صداش موندی.
-بیا تو.
ب در نگاه کرد. وارد اتاق شدی.
+برات قهوه اوردم
ب سینی توی دستت نگاهی کرد و لبخند زد.
سینی رو روی میز گذاشتی و روی پاهاش نشستی و عینکش و از روی چشاش برداشتی.
+چرا انقد ب خودت فشار میاری؟
-مشکلی باهاش ندارم
هوف کلافه ای کشیدی.
+من مشکل دارم، همش داری کار میکنی اصن اخرین باری ک پاتو از خونه برای تفریح کردن گذاشتی بیرون کی بوده؟ خب بزار بگم یک ماه پیش
به چهره ا،ت خیره شد و با لحن کلافه ای گفت
-ا،ت باز شروع نکن.
+حرفای دیشبمون تموم نشده ک میگی شروع نکنم، ت حتی برای شامم از اتاقت بیرون نمیای
ب منم فک میکنی یا تنظیم اهنگ جدیدت مهم تره؟
انقد عصبی بودی که به بستن در اتاقشم فک نکردی. رفتی تو اتاق خوابتون خودتو پرت کردی رو تخت و موهاتو بهم ریختی
+انقد اون تو مشغوله فک کنم کپک زده
-من کپک زدم
چشم غره ای بهش رفتی و سرتو برگردوندی.
+برو بیرون کار دارم
-کارت بهم ریختن موهایی که من عاشقشم؟
+مشکل خودته
-عه مشکل منه پس خودم حلش میکنم
با سرعت اومد روتو دستاتو با ی دستش گرفت.
از کار یهوییش جیغ کشیدی
+یااا ولم کن چکارمیکنیییی
بدون توجه ب جیغ جیغات شروع ب قلقلک دادنت کرد. تقلا کردن فایده ای نداشت با اخمی که کرده بود دیگه تکونی نخوردی.
+م...من
-تو چی؟ میدونی که متنفرم ازین که ب خودت اسیبی بزنی
+تو ام میدونی متنفرم ازین که همیشه توی اتاق کارت هستی و بهم توجه نمیکنی.
میدونی ازین ک همیشه تنهایی بیرون برم متنفرم.
-تو اخلاق منو میدونی، میدونی وقتی ی کاری شروع کنم تا تمومش نکنم اروم نمیگیرم.
+پس لطفا تکلیف منم روشن کن
دستتو گرفتو نشوندت رو تخت
-ا،ت ببین... چجوری بگم
تا این جمله رو گفت مثل برق گرفته ها پریدی مشغول بررسی بدنش شدی.
دیدگاه ها (۴)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

سناریو خط قرمز پارت اخر

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو🎀وقتی فک می کنی رقتن سرکار وتو دنس خیلی هاتی میری[شوهر...

همسر غیره منتظره

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط