کم کم یاد خواهی گرفت ...

کم کم یاد خواهی گرفت ...

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست ...

و زنجیر کردن یک روح را ...

اینکه عشق تکیه کردن نیست ...

و رفاقت، اطمینان خاطر ...

هدیه‌ها ، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند ...

کم کم یاد می گیری ...

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند ...

اگر زیاد آفتاب بگیری ...

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی ...

به جای اینکه منتظر کسی باشی ...

تا برایت گل بیاورد ...

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی ...

که محکم باشی ...

پای هر خداحافظی ...

یاد می گیری که خیلی می ارزی ...
دیدگاه ها (۱۱)

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

این پست رو انتخاب کردم که یه بحث ایدئولوژیک فلسفی رو براتون ...

رمان انتقام ازدواج کامل

### پارت سوم: «شوکِ سردِ در آغوشِ مافیا»با بازگشتِ برقِ اضطر...

سناریو: ماه سرخ

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پارت ۵۳🌅 ویو آتکم‌کم آفتاب داشت پایین می‌رفت و آسمون نارنجی ...

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

پارت شانزدهم سبز یشمی زیر باران«نایک باید ظرف چهل‌وهشت ساعت ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط