و ته مثل همیشه افسرده  و جدی وارد کلاس میشه و  رو صندلیش

و ته مثل همیشه افسرده  و جدی وارد کلاس میشه و  رو صندلیش میشینه

استاد : خب تهیونگ  تو دیروز خیلی بی ادب بودی امیدوارم امروز جبران کنی ، خب پچه ها یه دانش اموز جدید داریم ، عزیزم بیا خودتو معرفی کن

ویو کوک : وایی وقتش رسیده تو میتونی و در کلاسو باز میکنه

ویو ته : همینجور که استاد داشت در  مورد من زر میزد یه کسی وارد شد که اصلا انتظار نداشتم

کوک وارد میشود😅😂

ویو ته : همون پسرست این اینجا چیکار میکنه * با تعجب *

ویو کوک : وقتی وارد شدم ته رو دیدم که داره با استرس و تعجب نگام میکنه خیلی استرس گرفتم و همینجور بهش نگاه میکردم

استاد : خب نمیخوای خودت رو معرفی کنی

یکی از پسر ها : حتما خجالتیه دیگههه ... و همه زدن زیر خنده

استاد : همه ساکت شید خجالت بکشید

کوک : امم . م.ن .منننن جئونن.نن جونگ..کو.کمممم * با استرس *

ویو ته : چییییییی جونگکوک امکان نداره این همون ادم هست ، نه نههه چجور ممکنه * با استرس*
تهیونگ جوری فکر کرد که همه میشنیدن و بلند بلند میگفت

استاد : ته چی شده ؟؟؟؟ حالت خوبه!

#v_jk
دیدگاه ها (۰)

پارت یازدهیون: راست میگی( گریه )ته: دارم راستی میگم چرا گریه...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

شاگرد لوس من

پری کوچولوی من پارت ۲کوک: به بدم کش و قوصی دادم و خمیازه کشی...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

P9 . PRISAN MAFIA.

🎀🦋 پارت ۲۵ — ویو آت 🌸𐙚رفتم حموم، روتینم رو انجام دادم و بعد ...

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط