پارت چهار
پارت چهار
یک ربع بعد
کوک: میای بیرون یا بیام تووو..
پوووف..
من میرم میشینم بیا
کلوئی: نشنیدم
ی دقه بعد رفتم بیرون..
دیدم نیست..
سری رفتم بیرون..
جین: صاحبت..
کلوئی: حواسم پرت شد
جـ..ئو.ن ج..ونگ کو..ک
جین: قلادمو گرف دستش ببینه روش چی نوشته که صاحبم واقعیه..
کوک: دسته مرده رو انداختم پایین
جین: نسبت..؟!
کوک: ددیش..
جونگ کوک
جین: عذر میخوام
رفتم کنار
کوک: دستشو گرفتم بردم..
نشوندمش پایین
قلادشو بستم..
ویسکی اوردن..
کلوئی: همیش میخوردم خواستم بردارم
کوک: هووووش..
دست..؟!
کلوئی: دستمو اوردم پایین..
کوک: برداشتم..
لیوانش بزرگ بودــ
خوردم..
بردم جلوی دهن کلوئی..
کلوئی: خوردم..
کوک: برداشتم..
کلوئی: ک..ی میریم عم..ارت..
کوک: چیشده..
کلوئی: میترسم..
کوک: بغلش کردم..
نشوندمش رو پام..
قلادشو یکم شل کردم اذیت نشه..
کوک: خوبه..
کلوئی: اوهوم..
کوک: خوشم اومد..
قلادشو ول کردم دیگ اعتماد کردم..
کلوئی: قلادمو دستم گرفتم باهاش ور میرفتم..
کوک: نکن کنده میش از گردنت..
نکن..
کلوئی: اهمبت ندادم..
کوک: گفتم نکننن..
عه..
گرفتم ازش..
کلوئی: بغض کردم..
از داد میترسیدم..
از در کوبیدن میترسیدم..
از حیوونا میترسیدم..
از حشرات میترسیدم..
از تاریکی میترسیدم..
از جو سنگین میترسیدم..
از موسیقی وحشی بلند میترسیدم..
از نورای اینجوری میترسیدم..
از لباسای تنم تو اینجور مکنا میترسیدم..
از اینجور ادما میترسیدم..
از استرس میترسیدم..
از امتحان، از مدرسه، از رئیسا، از دکترا، از مریضی، از امپول، از همچی..
کوک: دستشو گرفتم..
قلادشو مشت تو دستم بود..
یک ساعت بعد
کوک: پاشو بریم..
کلوئی: خوشحال شدم..
خیلی خسته بوذم دیگ..
رفتیم..
کوک: قلادشو تو ماشین دراوردم..
رفتیم عمارت لباساتو عوض میکنی صورتتو میشوری ی راس میری استراحت میکنی..
گوشی پوشی نه..
باش..؟!
کلوئی: چ..شم..
کوک: ددی.
کلوئی: چشم ددی..
کوک: دستشو گرفتم..
کلوئی: رسیدیم..
حرفشو گوش کردم..
سلام کزدم..
رفتم تو اتاقم..
اماده شدم..
برقا رو یکیو روشن گذاشتم..
کوک: چکش کردم..
برقو خاموش کردم..
کلوئی: میترسم..
کوک: با برق خوابت نمیبره.
بخواب..
رفتم..
دراز کشیدم خودم..
کلوئی: عروسکمو بغل کردم..
ترسیدم..
رفتم تو اتاق پیش کوک..
بیدار بود..
کوک: کیهههه
کلوئی: د..د..ی
کوک: با تعجب نگاش کردم..
خنده رضایت"
کلوئی: رفتم تو بغلش..
کوک: بغلش کردم..
کلوئی: اروم شدم..
کوک: سرشو ناز کردم..
کلوئی: ددیم اصلام ترسناک نیست..
کوک: ددیت الان دلش میخواد جرت بده
کلوئی: خور پوف کردم
کوک: خنده رضایت..
یک ربع بعد
کوک: میای بیرون یا بیام تووو..
پوووف..
من میرم میشینم بیا
کلوئی: نشنیدم
ی دقه بعد رفتم بیرون..
دیدم نیست..
سری رفتم بیرون..
جین: صاحبت..
کلوئی: حواسم پرت شد
جـ..ئو.ن ج..ونگ کو..ک
جین: قلادمو گرف دستش ببینه روش چی نوشته که صاحبم واقعیه..
کوک: دسته مرده رو انداختم پایین
جین: نسبت..؟!
کوک: ددیش..
جونگ کوک
جین: عذر میخوام
رفتم کنار
کوک: دستشو گرفتم بردم..
نشوندمش پایین
قلادشو بستم..
ویسکی اوردن..
کلوئی: همیش میخوردم خواستم بردارم
کوک: هووووش..
دست..؟!
کلوئی: دستمو اوردم پایین..
کوک: برداشتم..
لیوانش بزرگ بودــ
خوردم..
بردم جلوی دهن کلوئی..
کلوئی: خوردم..
کوک: برداشتم..
کلوئی: ک..ی میریم عم..ارت..
کوک: چیشده..
کلوئی: میترسم..
کوک: بغلش کردم..
نشوندمش رو پام..
قلادشو یکم شل کردم اذیت نشه..
کوک: خوبه..
کلوئی: اوهوم..
کوک: خوشم اومد..
قلادشو ول کردم دیگ اعتماد کردم..
کلوئی: قلادمو دستم گرفتم باهاش ور میرفتم..
کوک: نکن کنده میش از گردنت..
نکن..
کلوئی: اهمبت ندادم..
کوک: گفتم نکننن..
عه..
گرفتم ازش..
کلوئی: بغض کردم..
از داد میترسیدم..
از در کوبیدن میترسیدم..
از حیوونا میترسیدم..
از حشرات میترسیدم..
از تاریکی میترسیدم..
از جو سنگین میترسیدم..
از موسیقی وحشی بلند میترسیدم..
از نورای اینجوری میترسیدم..
از لباسای تنم تو اینجور مکنا میترسیدم..
از اینجور ادما میترسیدم..
از استرس میترسیدم..
از امتحان، از مدرسه، از رئیسا، از دکترا، از مریضی، از امپول، از همچی..
کوک: دستشو گرفتم..
قلادشو مشت تو دستم بود..
یک ساعت بعد
کوک: پاشو بریم..
کلوئی: خوشحال شدم..
خیلی خسته بوذم دیگ..
رفتیم..
کوک: قلادشو تو ماشین دراوردم..
رفتیم عمارت لباساتو عوض میکنی صورتتو میشوری ی راس میری استراحت میکنی..
گوشی پوشی نه..
باش..؟!
کلوئی: چ..شم..
کوک: ددی.
کلوئی: چشم ددی..
کوک: دستشو گرفتم..
کلوئی: رسیدیم..
حرفشو گوش کردم..
سلام کزدم..
رفتم تو اتاقم..
اماده شدم..
برقا رو یکیو روشن گذاشتم..
کوک: چکش کردم..
برقو خاموش کردم..
کلوئی: میترسم..
کوک: با برق خوابت نمیبره.
بخواب..
رفتم..
دراز کشیدم خودم..
کلوئی: عروسکمو بغل کردم..
ترسیدم..
رفتم تو اتاق پیش کوک..
بیدار بود..
کوک: کیهههه
کلوئی: د..د..ی
کوک: با تعجب نگاش کردم..
خنده رضایت"
کلوئی: رفتم تو بغلش..
کوک: بغلش کردم..
کلوئی: اروم شدم..
کوک: سرشو ناز کردم..
کلوئی: ددیم اصلام ترسناک نیست..
کوک: ددیت الان دلش میخواد جرت بده
کلوئی: خور پوف کردم
کوک: خنده رضایت..
- ۱۳.۲k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط