کارتارو بین همشون پخش کردی وقتی به لوهان که رسیدی ی چشمک

کارتارو بین همشون پخش کردی وقتی به لوهان که رسیدی ی چشمک زدی و ازش رد شدی
وقتی بین همشون پخش کردی ایستادی ک یهو چانیول بلند شد و بهت نگاه کرد
ا.ت : چیزی شده چانیول شی ؟
چانی : تو به لوهان ی کارت پر جایزه دادی
لوهان چشماش گرد شد و نگاه کارت کرد
یهو اونم بلند شد و با تعجب نگات کرد
لوهان : من فکر کردم برا خودم بم چشمک زدی
همه با تعجب نگاتون کردن
ا.ت : عا ... خب من برا خودت بت چشمک زدم...

درخواستی😊
امیدوارم خوشتون اومده باشه لایک و کامنت فراموش نشه 💜💙

¦ ❀°photo ¦

✿••٠٠ SOHY_ARMY ٠٠••✿
دیدگاه ها (۲۰)

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت سومروز بعد، ا/ت طبق معمول بعد از کلاس...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 3 | یک میز مشترکزنگ پایان کلاس که خورد، ا/ت تق...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

پارت آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط