پارت جدید زندگی شیرین
سلام 🌸
امیدوارم حالتون خوب باشه 💗
اومدم با پارت جدید پس بریم....
شروع
.
.
.
ویو رینا :
خیلی زود روز مبارزه رسید ولی من اصلا استرس نداشتم ولی تنها ناراحتیم این بود که باجی به والهالا پیوسته با بچه ها حرف زدیم قرار شد شرط بزاریم اگر ما بردیم باجی برمیگرده به تومن
ولی از طرفی...
رینا با نیشخند : قراره خوش بگذره
ویوی ران و ریندو :
ریندو : واییی حوصلم سر رفت فقط زودتر تمومش کنن
ران : بجاش وقتی دعوا تموم شد میتونیم بریم خونه استراحت کنیم
ریندو : بنظرت کدوم باند برنده میشه ؟
ران : جوابش از قبل مشخصه
ریندو : پس تو هم رایت روی والهالاست آره
ران : معلومه اونا هم بیشترن هم بزرگتر
ریندو : آره
ران : بگذریم چرا تومن میومد
ریندو با نیشخند : شاید ترسیدن و نیومدن
نگهان تومن وارد میشود
ران : چه حلال زاده
ریندو : وایسا اونی که کنار فرمانده ی تومن وایساده دختره ؟
ران : چرا احساس میکنم اینقدر آشناس ؟
ریندو : حست با من یکیه
اون داوره از توی گنگ دیگه
داوره: خب نماینده هاتون رو بفرستین
کازوتورا اومد جلو
. به جای دراکن رینا میاد .
رینا هم اومد جلو
رینا با جدیدت کامل : ما فقط یک شرط داریم اگر ما بردیم باجی رو پس میگیریم
کازوتورا دستاش رو مشت کرد
کازوتورا آروم : عوضی
داوره : هوی هوی اگر.....
بقیه حرفش با مشت کازوتورا قطع شد
کازوتورا با نیشخند و داد : اون خودش خواست که بیاد اینجا تازه ما امروز میخوایم همتون رو داغون کنیم ولی شما چی انگار ترسیدین
مایکی با عصبانیت : برید لهشون کنید
و بعد همه حمله ور شدن
ویو رینا :
هر کسی که میومد جلوم رو میزدم یک دفعه نگاهم به مایکی و دراکن افتاد که دراکن قرار بود با هانما بجنگه و مایکی هم با کازوتورا
رینا : لعنتی من میخواستم کازوتورا رو ادب کنم
ولی چون نمیشد کاریش کرد کلا هرکی جلوم بود رو میزدم
بعد از چند دقیقه
آقا مگه فقط کازوتورا نباید با مایکی میجنگید چرا الان سه به یک شده ؟
ولی خب مایکی از پس خودش برمیاد الان باید از این نفله ها مراقبت کنم همشون درب و داغون شدن
مدام داشتم بقیه رو کتک میزدم که ناگهان تاکمیچی با سخنان گهروارش وارد شد و دیوانه بازی در آورد و همین دیوونه بازیش باعث شد اینا یکم انگیزه بگیرن و پاشن و دوباره مشغول مبارزه بشن
رینا با نیشخند : خب احمقا اگر اینجوری انگیزه میگرفتین چرا نگفتین خودم دیوونه بازی در بیارم
ویو ران و ریندو :
ریندو : حتی سبک مبارزه اش هم....
ران : با اون یکیه
ریندو : ولی هنوز برای مطمئن شدن زوده
ران : آره
ویو رینا :
وایسا اونا...اونا دارن چیکار میکنن این عادلانه نیست ۹را دست و پای مایکی رو گرفتن !
و بعد کازوتورا با میله محکم به سر مایکی زد
رینا : مایکیییی !
با تمام سرعت به سمت تپه ماشین ها دویدم و از روی ماشین ها پریدم ولی اون کله خر...چیز باجی سد راهم شد
رینا : چیکار داری میکنی
باجی اومد به رینا مشت بزنه که رینا درجا مشت باجی رو گرفت و فشار داد طوری که نزدیک بود دست باجی بشکنه
باجی : آخ
رینا دست باجی رو ول کرد
رینا : از سر راهم برو کنار
باجی : اگر نرم چی میشه
رینا : تک تک استخون هات رو میشکنم
باجی : آره منم وایسادم نگاه میکنم
و باجی ر رینا مشغول مبارزه شدن
. مایل به پارت بعد ؟
.
.
پایان •
اميدوارم خوشتون بیاد ☆
تا بعد جانه ♡
امیدوارم حالتون خوب باشه 💗
اومدم با پارت جدید پس بریم....
شروع
.
.
.
ویو رینا :
خیلی زود روز مبارزه رسید ولی من اصلا استرس نداشتم ولی تنها ناراحتیم این بود که باجی به والهالا پیوسته با بچه ها حرف زدیم قرار شد شرط بزاریم اگر ما بردیم باجی برمیگرده به تومن
ولی از طرفی...
رینا با نیشخند : قراره خوش بگذره
ویوی ران و ریندو :
ریندو : واییی حوصلم سر رفت فقط زودتر تمومش کنن
ران : بجاش وقتی دعوا تموم شد میتونیم بریم خونه استراحت کنیم
ریندو : بنظرت کدوم باند برنده میشه ؟
ران : جوابش از قبل مشخصه
ریندو : پس تو هم رایت روی والهالاست آره
ران : معلومه اونا هم بیشترن هم بزرگتر
ریندو : آره
ران : بگذریم چرا تومن میومد
ریندو با نیشخند : شاید ترسیدن و نیومدن
نگهان تومن وارد میشود
ران : چه حلال زاده
ریندو : وایسا اونی که کنار فرمانده ی تومن وایساده دختره ؟
ران : چرا احساس میکنم اینقدر آشناس ؟
ریندو : حست با من یکیه
اون داوره از توی گنگ دیگه
داوره: خب نماینده هاتون رو بفرستین
کازوتورا اومد جلو
. به جای دراکن رینا میاد .
رینا هم اومد جلو
رینا با جدیدت کامل : ما فقط یک شرط داریم اگر ما بردیم باجی رو پس میگیریم
کازوتورا دستاش رو مشت کرد
کازوتورا آروم : عوضی
داوره : هوی هوی اگر.....
بقیه حرفش با مشت کازوتورا قطع شد
کازوتورا با نیشخند و داد : اون خودش خواست که بیاد اینجا تازه ما امروز میخوایم همتون رو داغون کنیم ولی شما چی انگار ترسیدین
مایکی با عصبانیت : برید لهشون کنید
و بعد همه حمله ور شدن
ویو رینا :
هر کسی که میومد جلوم رو میزدم یک دفعه نگاهم به مایکی و دراکن افتاد که دراکن قرار بود با هانما بجنگه و مایکی هم با کازوتورا
رینا : لعنتی من میخواستم کازوتورا رو ادب کنم
ولی چون نمیشد کاریش کرد کلا هرکی جلوم بود رو میزدم
بعد از چند دقیقه
آقا مگه فقط کازوتورا نباید با مایکی میجنگید چرا الان سه به یک شده ؟
ولی خب مایکی از پس خودش برمیاد الان باید از این نفله ها مراقبت کنم همشون درب و داغون شدن
مدام داشتم بقیه رو کتک میزدم که ناگهان تاکمیچی با سخنان گهروارش وارد شد و دیوانه بازی در آورد و همین دیوونه بازیش باعث شد اینا یکم انگیزه بگیرن و پاشن و دوباره مشغول مبارزه بشن
رینا با نیشخند : خب احمقا اگر اینجوری انگیزه میگرفتین چرا نگفتین خودم دیوونه بازی در بیارم
ویو ران و ریندو :
ریندو : حتی سبک مبارزه اش هم....
ران : با اون یکیه
ریندو : ولی هنوز برای مطمئن شدن زوده
ران : آره
ویو رینا :
وایسا اونا...اونا دارن چیکار میکنن این عادلانه نیست ۹را دست و پای مایکی رو گرفتن !
و بعد کازوتورا با میله محکم به سر مایکی زد
رینا : مایکیییی !
با تمام سرعت به سمت تپه ماشین ها دویدم و از روی ماشین ها پریدم ولی اون کله خر...چیز باجی سد راهم شد
رینا : چیکار داری میکنی
باجی اومد به رینا مشت بزنه که رینا درجا مشت باجی رو گرفت و فشار داد طوری که نزدیک بود دست باجی بشکنه
باجی : آخ
رینا دست باجی رو ول کرد
رینا : از سر راهم برو کنار
باجی : اگر نرم چی میشه
رینا : تک تک استخون هات رو میشکنم
باجی : آره منم وایسادم نگاه میکنم
و باجی ر رینا مشغول مبارزه شدن
. مایل به پارت بعد ؟
.
.
پایان •
اميدوارم خوشتون بیاد ☆
تا بعد جانه ♡
- ۳۲.۶k
- ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط