کسخلان گروگان

پارت ³⁸
کایا: داداش... چرا بولیزت زرده؟
دراکن: ... رنگه
کیوکا: زر میزنه
دراکن: دهنو ببند
کایا: داداش... چرا میزان زردیش همینجوری داره بیشتر میشه؟
دراکن: ... من نمیدونم
کیوکا: من بگمممممممممم؟؟؟؟؟
دراکن: تو خفه شوووووووووووووووو
باجی میپره گیس دراکن رو میکشه: با خواهرم درست حرف بزن بی ناموسسسسسسسسسسسسسسسسسس
کایا هم رو باجی میپره و گازش میگیره... گ
کایا: به ناموس من فحش ندهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
باجی دراکن ول میکنه و سعی میکنه کایا رو از خودش جدا کنه
باجی: یکی این حیوون رو از من جدا کنهههههههههههههههههههههههههههه
کیوکا: کایااااااااااااا هیچکس حق نداره داداش منو گاز بگیرهههههههههههههههههه
میره و کایا رو از موهاش میگیره میکشه عقب
کایا: هوششششششششش روانییییییییییییییییی
باجی: =_=
باجی: الان... خواهرم... از من... دفاع کرد...؟
چیفویو: چرا انقد درکش سخته براتون باجی سان؟
باجی: چون تاحالا... اتفاق نیفتاده
چیفویو: #_#
کایا: خب یه کلام ب وخودم میخوام موهاشو بکشممممممممممممم چرا منو قربانی میکنیییییییییییییی؟؟؟؟؟
کیوکا همونطور که موهای کایا رو میکشه: خودم میخوام موهاشو بکشممممممممممممممممممممممممممم
....................
.......

باجی: &_&
رو به چیفویو: دیدی گفتم؟
چیفویو: اره@_@
کیوکا: دهنو ببند کیسوکهههههههههههه
باجی :بخ بخ شدممممممممممم
کیوکا: خونت حرامهههههههههههههههههههه
باجی:همه میگن خونت حلالهههههه چرا تو میگی حرامهههههه؟؟؟؟؟؟
کیوکا: چون خون باجی کیسوکه حلال نیستتتتتتتتتتتتتتت
باجی: این تبعیضههههههههههههههههه
کیوکا: نفسسسسسسسسسسس کشششششششششششششششش
و میپره سمت باجی
باجی جیغ زنونه میکشه: یا مایکی رژیمییییییییییییییییییییی
کیوکا: اینو از کجات در آوردی؟
باجی که پشت مایکی پناه آورده...
باجی: مایکی جونم نجاتم میدی؟
مایکی: ... من کی رژیم گرفتم؟
کیوکا یه نگاه به کایا انداخت. اندر ذهن کیوکا: الان جوش میاره...
کیوکا: کای_
کایا: چه زری زدی...؟
باجی: &_&
مایکی: %_%
مایکی: نمردیم و یکی رومون غیرتی شد...
کایا: گفتم چه گوهی خوردیییی؟؟؟؟؟
باجی: یاااااااااااااااااااااا مامانم اینااااااااااااااااااااااااا
و به لوستر روی می‌آورد...
از آن آویزان می‌شود...
و این پناهگاه مظلومان است...
کایا: تو که بالاخره میای پایین
باجی: من غلط میکنم بیام پایین
کیوکا: میای
باجی: گوه بخورم بیام
کایا: مطمئن باش میای
باجی: نا
کیوکا: مطمئنی؟
باجی: ... شاید گوه خوردم
کایا: داداش بدبخت من...
دراکن: من این وسط چه کاره اممممممممممممم؟؟؟؟؟؟
کایا رفت تو فاز: تو یک کارگر ساده ای
باجی با چشمای گرد رو به کایا: منظورم اون پسره نبوددددددددددددددددددددددددددددددد
کیوکا: برات متاسفم
و بونتن داره با نگاه «ما شاهد باغ وحش خواهر برادری هستیم» بهشون نگاه می‌کند...
~~~~
تیمام
این یه پارت بود چون طولانی شد و میترسیدم دوبار باید آپلود کنم و وسطش خراب میشه دو پارت کردم
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
دیدگاه ها (۰)

کمه بخونش ولی🥔 «عملیات سیب‌زمینیِ مایکی» 🥔یه روز مایکی ساعت ...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۲

سناریو خط قرمز پارت ۲

داستان

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

پارت جدید ..زندگی شیرین...

🖤 پارت ۲: اشتباه بزرگی کردی!ساعت ۱۰ شب ـ مخفیگاه تومانمایکی ...

سناریو توکیو ریونجرز

یاندره درخواستی از باجی

عشق در گنگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط