کامبک زدم چه کامبکیم بعد یک سال 😂

کامبک زدم چه کامبکیم بعد یک سال 😂
◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت17) ⸙ ━━━━━━━ ◈
از بیمارستان بیرون میان
شیوا که نفسش از اومدن اون همه پله پایین گرفته بود ادامه میده: میشه الان بگی کی میدونه چیکار کرده؟
مهراد: قبل اومدنت یکی بهم زنگ زد گفت تحویلت بدم چون به نفع خودمه گفت همدیگرو میشناسیم ولی اصلا من هیچی یادم نمیاد
شیوا: یعنی چی شاید یکی از بیمارات بوده که زده به سرش
مهراد: شماره ای که من در اختیار بیمارام میزارم خاموشه بعدم مریزای من چرا باید بگن تورو تحویل بدم
شیوا: شاید از دوستای قدیمیتون باشه
مهراد: شیوا چرت پرت تف نده شاید همون طلب کارای بابات باشن
بیا بریم
شیوا: کجا؟
مهراد: نمیدونم شاید جهنم فعلا بریم یجا خودمونو گم گور کنیم تا دربیارم این کودوم خری بوده
(کمی قبل تر)
آرمان خطاب به شهاب: سرتو بپا
شهاب: چه بوی نمی میاد
ارمان: خیر سرش زیر زمینه ها
شهاب: این همه مانیتور به چه کارت میاد
ارمان: بیشترش برا باباس یه موقع هایی از من کمک میخاد به کارم میاد
بیا اینجا این اتاقه بیشتر مدارکارو بایگانی میکنم ولی فقط به درد مخفی شدن میخوره
شهاب: قول میدم شیوا اینجارو ببینه همون دیقه اول جیغ بزنه 😂
ارمان: والا جوری که اینجا تاریکه منم میترسم
شهاب: این تخته؟
ارمان: عا یه زمانی اتاقم اینجا بود اینم تشکشه فقط یه روتختی میخاد
شهاب: برات دردسر ساز نشه
ارمان: مشکل تو مشکل منم هست چه با دردسر چه بی دردسر
به اتوسام میگم حواسش باشه کسی چیزی نفهمه
شهاب: راستی اتوسا کجاست ندیدمش
ارمان: دانشگاس باید تا الان دیگه برسه
(گوشی ارمان زنگ میخوره)
ارمان: مهراده
ارمان: چیشده؟
مهراد: ارمان میتونی ادرس ینفرو از رو تماسش پیدا کنی
ارمان: اره کی؟
مهراد: تو بیمارستان یکی بهم زنگ زد گفت شیوارو تحویل بدم به نفعمه بعدش کلی مأمور ریختن اونجا تو پیجر مشخصات منو دادن
ارمان: شمارهرو بگو
مهراد: 09345667802
ارمان: فعلا گوشیتو خاموش کن چیزی فهمیدم به شیوا زنگ میزنم
مهراد: بجنب
گوشی قطع میشه
♡تا پارت بعد به درود♡
برای ویرایش شرمنده گشادی امونم نداد
𝔜𝔞𝔰𝔥𝔦𝔯𝔬 ℌ𝔞𝔯𝔞𝔫𝔬
دیدگاه ها (۰)

KIM V

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت5) ⸙ ━━━━━━━ ◈شیوا: این خیلی خوبه ولی ...

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت18) ⸙ ━━━━━━━ ◈صدای کلید انداختن تو در...

چند روز نیستم پس امروز شاید چندین تا پارت بدم ◈ ━━━━━━━ ⸙ چر...

_صبح با سردرد بدی بیدار شدم ولی خداروشکر چون داروساز بودم قر...

#part9"2ساعت بعد"جونگ کوک؛ بعد رفتن پدر مادرم فقط منو ا.ت خو...

شب(۲شب)ویو جرفتم بیمارستان رفتم سمت اتاق ات ویو ات تق تق در ...

فصلــ💜دومــ💜پارت۹۷💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜یانگم:: هقق..هق ترخ...

پارت دوم فیک برگشت به خونه:مامان ات:فدات بشم دخترم گریه‌ نکن...

💜مافیا جذاب 💜P♡4از زبان اتخیلی خورده بودم و سرم گیج میرفت هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط