[Jungkook part 11]

1 ماه از اون روز گذشت .
منو جونگ کوک با هم قرار میزاشتیم .
با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم .
ا/ت : بله جونگ کوک : سلام عرض شد ا/ت : جونگ کوکی . چاگیا ( عزیزم ) ساعت 10 نیم صبح روز تعطیلی چرا زنگ میزنی.
جونگ کوک : دلم برات تنگ شده بود . ا/ت : خو بعدا زنگ میزدی:/ جونگ کوک: نمی تونستم . فقط چرا رمز دَر رو عوض کردی ؟
از جام پریدم و رفتم دم در . در رو باز کردم دیدم جونگ کوکه . ا/ت : جونگ کوکا
جونگ کوک اومد داخل و بقلم کرد
جونگ کوک : کیوت من . چرا دیر بیدار میشی ؟ ا/ت : هنوز خوابم میادا .
جونگ کوک: منم ، دست و صورتم هم نشستم اومدم . بریم بخوابیم ؟
ا/ت : بریم:)
1 ساعت گذشت
.............

ا/ت : حالا وقتشه که بهت بگم صبح بخیر 🙃
جونگ کوک : صبح تو هم بخیر خوشگل من
بریم صبحونه بخوریم ؟ ا/ت : بریم .
چند دقیقه بعد
..........
رفتیم بیرون که یکم دور بزنیم .
(اسلاید دوم و سوم لباس هایی که پوشیدین)
گوشیه جونگ کوک زنگ خورد . دوستش جین بود .
جین : سلام کوک چطوری:) جونگ کوک : اُه سلام جین مرسی
جین : امشب داخل رستورانم برنامه داریم بیاید تو و ا/ت
جونگ کوک : اوکی میایم
ا/ت : کی بود، جونگ کوک : جین بود گفت شب بریم رستورانش . ا/ت : اوکی بریم .
دیدگاه ها (۳)

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

تکپارتی | جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط