تهیونگ:ترافیک زیاد بود ولی بلاخره رسیدیم رفتم داخل

تهیونگ:ترافیک زیاد بود ولی بلاخره رسیدیم رفتم داخل
ات:سلام
تهیونگ:اوففف ات
ات:چیشد
تهیونگ:بدو بریم دیوونت شدم
ات:😂😂
تهیونگ:رفتیم رسیدیم بار دست ات رو گرفتم و مطبوعات ازمون عکس میگرفتن بهشون لبخند زدیم و رفتیم داخل همه دیت زدن و منم ات رو بهشون معرفی کردم
جیمین:سلام زنداداش خوشگلم
ات:سلام عزیزم
تهیونگ:جیمین دوست نداری که دهنت خورد بشه
جیمین:چته باز پاچه میگیری
تهیونگ:سگ خودتی گاو دارم میمیرمممم
جیمین :چیشده
تهیونگ:به سمت ات اشاره کردم خیلی خوشگل شده
جیمین:تهیونگ شب دیگه الان ک نمیشه
تهیونگ:خفه شو فاک بهت جیمین
جیمین:بیتر ادب
تهیونگ:😂😂
ات:عشقم
تهیونگ:جانم
ات:این کادو من واسه تو خیلی دوست دارم
تهیونگ:یه گردنبند با سنگ ماه سنگ مورد علاقم بتورم نمیشه این از کجا میدونه بغض منو گرفت(😭😭)
تهیونگ:بغلت کردم من بیشتر خیلی خیلی بیشتر تو بهترین چیزیو که تو دنیا میخواستم بهم دادی من سالهاست دنبالشم ممنونم بیبی☺💜
ات:خواهش میکنم🙂❤
دیدگاه ها (۷)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

وقتی همکلاسیت بود و عاشقت میشهعلامت ها(جیمین_ات+)ات سلام من ...

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

رمان : رفتار سرد

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط