بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا می زد همه بیرون بیایید

جا ماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت

هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرا برد

با سر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟
دیدگاه ها (۱)

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖+همه خوردن رفتن هرکس ی جایی رفت منم پاشدم رفتم‌توی حیات...

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

part : 16ناگهان گلبرگ هارو پاره کرد و توی هوا پرتاب کرد& حدا...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۵

مافیای من

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

فیک تهیونگ. دوباره تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط