خاطره کوتاه امر به معروف❤:

خاطره کوتاه امر به معروف❤:
طبق برنامه‌ی معمولم یه شب واسه تمرین رفته بودم باشگاه
دوستانی که سابقه‌ی بدنسازی دارن می‌دونن خود باشگاه یه طرف
آهنگش یه طرف!
اون شبی که من رفته بودم متوجه شدم این آهنگی که گذاشتن پر از الفاظ رکیک و مبتذله
منم گفتم آقا چیکار کنم چیکار نکنم
که یه فکری به سرم زد
من با بچه های باشگاه رفیقم و نمی‌زارم به چشم یه آدم خشک مذهب بم نگاه کنن
واسه همین حرفم پیششون تا حد خوبی اعتبار داره
رفتم به صاحب آهنگ گفتم "حاجی اشکال نداره من وصل شم؟"
گفت بفرما عزیز
آقا منم فرصتو غنیمت شماریده بلوتوثو روشن کردم و بسم‌الله
آهنگایی که گذاشته بودم نه مثل ساسی مانکن لهو و لعب بود نه در حد آهنگای دهه ۳۰ !
اون شب دو تا سود کردم
یکی انجام وظیفه شرعی
یکیم پلی کردن آهنگ مورد علاقه و پکوندن عضلات😂✌
دیدگاه ها (۲)

ویوی تهیونگ:دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم بهش گفتم:با نو ا.ت...

ادامه پارت (۱۴)

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۶و جوابی که نشونم داد باعث شد گوشی از د...

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت دهم《حساب شده》《Custom kiss》 ×چیشد؟...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۲ ا/ت باز صبح شد دیدم خدمتکا...

ازدواج اجباری

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

ترکم نکن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط