{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۱ سال پیش توی یه همچین روزی یه نامه از طرف خدا برام اومد

۱ سال پیش توی یه همچین روزی یه نامه از طرف خدا برام اومد که نوشته بود خوشبختیت داره شروع میشه😊
۱ سال پیش تو یه همچین روزی پا به دنیای اکسو پلنت گذاشتم و معنی واقعی زندگی رو فهمیدم❤
۱ سال پیش توی همچین روزی فرشته هایی رو شناختم که تا به حال ندیده بودمشون😍
۱ سال پیش توی همچین روزی کسایی رو شناختم که جز مهر و محبت هیچ چیز دیگه ای تو قلبشون نبود.........
۱ سال پیش تو یه همچین روزی گروه پر استعدادی رو شناختم که واقعا پر تلاشن❤ ❤
.
.
.
.
.
من هیچ وقت به دسانگای اونا نگاه نکردم ......
به تعداد فناشونم نگاه نکردم........
من فقط به قلب پاکشون....
به استعداد دست نیافتنیشون......
و عشق به فناشونو نگاه کردم......

امروز روزیه که من یه اکسوال شدم و بهش افتخااااااار میکنم😍 😍 😍 😍
من یه اکسوال هستم و خواهم ماند حتی اگه اونا از اکسو بودن دست بردارن😍 😍
۱ سالگی اکسوال شدنم هپی مپی❤ ❤ 😍 😍 🎉 🎉 🎉 🎉 🎉 🎉 🎉 🎁 🎁 🎁 🎁 🎊 🎊 🎊 🎊 🎊 🎊 🎊 🎉
دیدگاه ها (۷)

ات نشسته بود روی لبهی تخت و چشم دوخته بود به شوگا که رفته بو...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵همه برگشتن سمت رینا.ری...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³پانزده سال بعد...رینا ب...

سناریو تهیونگ

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏2●•_ویلیام جیمز موریارتی_توی ی...

I'm not jealous part 61اینم از جیمین شده یکی لنگه ی تهیونگ ا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p13 ویو مین دا صبح با بر...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط