{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مافیایی

عشق مافیایی

Part 21

ات: باشه لوست میکنم به شرطی که بری بیرون خرید عروسی کنیم بعد
جیمین: هر چی پرنسسم بگه
ویو جیمین
ازش فاصله گرفتم رفتم روی صندلی نشستم بقیه قهوه ام رو خوردم دیدم ات اومد
جیمین: عشقم تموم شد
ات: آره
جیمین: بریم
ات: پس لباس عروسی چی
جیمین: به بادیگاردت ها میگم بیاره خونه
ات: باشه بریم
رفتیم طبقه بالا که کت و شلوار مردانه بود
ات: خودم انتخاب می‌کنم
جیمین: مطمئنم سلیقه ات عالیه
ات: آره پس چی
جیمین: بفرمایید پرنسس کوچولوم انتخاب کنید
ات: جیمین بیا اینجا ببینم
جیمین‌: جانم
ات: این به رنگت نمیاد این زیادی تو رو جذاب می‌کنه این خیلی زشته همشون بد هستن
جیمین: چرا عزیزم ببین همشون خیلی خوشگلن
ات: اگه اینا رو بپوشی تو رو میدزدن
جیمین: نترس عزیزم این اتفاق نمیوفته
ات: اگه هم اتفاق بیوفته تو رو پیدا میکنم میکشم
جیمین: خیلی خطرناکی
ات: خیلی
جیمین: حالا کدومش رو برای شوهرت می‌پسندی
ات: بیا اینو بپوش بنظرم خیلی بهت میاد
جیمین: چشم
کت و شلوار رو از دستش گرفتم رفتم کت و شلوار رو بپوشم بعد از پوشیدن کت و شلوار تو آینه به خودم نگاه کردم واقعاً خوش سلیقه بود بهم میومد
ات: جیمین زود باش دیگه چرا اینقدر طولش میدی
جیمین‌: یکی واقعاً مشتاقه منو ببینه
ات: خفه شو زود باش بیا بیرون
جیمین: باشه باشه اومدم
ات: خیلی جذاب شدی جیمینی
جیمین: واقعاً
ات: آره ببین ماه شدی
جیمین: مرسی عزیزم
ات: همین رو برمی‌داریم
جیمین: باشه بعدشم میریم کنار دریا
ات: واقعاً
جیمین‌: آره
ات: پس زود باش
جیمین: باش خانوم کوچولو
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت ۹ گفت آره حالا همتون برین استراحت کنین دیگه کاری با هات...

وقتی مریض بودی ولی…

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

رمان

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

هیونا بهترین ایدل مجازیه🍓ـ هیونا کیه؟هیونا بهترین صدا رو دار...

پارت ۶(ساعت ⁴:¹⁵ ظهر)«نههههه‌ جونگکوک من کت شلوار نمیپوشم»«ج...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط