{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✋ دستش که به آب خـورد

✋ دستش که به آب خـورد

یـاد وصیـت پدرش افتاد

"کنارش بمان"

مظلوم تر از او نیست

چنان سراسیمه بازگشت

که دست هایش را جا گذاشت✋ ✋

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌ ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ودوم 𓆪 🖤🥀اسما با دیدن تصویر مادرش خشکش زد...

پارت۷|بازی بدون بازگشت فک نکنید بخاطر شرط گذاشتم چند روز شای...

راز خون پارت سوم

***ابریشم نیمه شب***حوصلم سر رفته چند پارت میزارم# پارت ۵: ب...

🦢 پارت اول | بازگشتفرودگاه سئول ــ ساعت ۹ شبدرهای شیشه‌ای فر...

عشقی حقیقی

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط