پارت10
ویو جونگ کوک
واییی نه زیاده روی کردم با اینکه میدونستم بهش الرژی داره ولی بخاطر شک مزخرفم زیاده روی کردم اه زنگ زدم دکتر بیاد و اومد و دارو داد که بهش بدم و اینا بعد از اینکه رفت لباساشو دراوردم بدنش مثل قبل سفید بود ولی الان بخاطر اویشن یزره قرمز شده بود هوففف ولی بدنش داشت دیوونم میکرد بیخیالش شدم و دارو هاشو براش زدم (لباس زیر تنشه فقط=ا/ت)
رفتم تو اتاق کارم تا یه سری از کارارو انجام بدم و ا/ت بیدار شه ولی فکر اینکه قبل از من کسی به اون بدنش دست زده باشه داشت دیوونم میکرد
ویو ا/ت
بیدار شدم دیدم روی تخت اتاق جونگ کوکم و هیچی جز لباس زیرم تنم نبود سریع پتو رو پیچوندم دور خودم و میخواستم بلند شم که دنبال لباسام بگردم که یهو در باز شد
-پس بلاخره بیدار شدی
+ اره (بلندشد که بره)
(جونگ کوک گذاشتش رو تخت و روش خیمه زد و موهاشو نوازش کرد)
+ ولم کن و از روم بلند شو
- یعنی واقعا منو نشناختی یا یادت نمیاد؟
+ نه مگه تو کی هستییی
- اشکال نداره اشنا میشیم
+ چی چیو اشنا میشیم مرتیکهه ولم کن برم
- ( نشست رو تخت و از روی ا/ت بلند شد) تو هیچ جا نمیری بعدشم درست حرف بزن
+ نزنم چی میشه هااان
- هوففف بزار برم فعلا یه چی برات بیارم بعدا درموردش حرف میزنیم( از اتاق رفت بیرون)
ویو ا/ت
خب الان وقت فراره سریع پتو رو دور خودم گرفتم و خواستم درو باز کنم که یهو صدای تیر اومد
جای حساسش بود نه؟🙂😜
واییی نه زیاده روی کردم با اینکه میدونستم بهش الرژی داره ولی بخاطر شک مزخرفم زیاده روی کردم اه زنگ زدم دکتر بیاد و اومد و دارو داد که بهش بدم و اینا بعد از اینکه رفت لباساشو دراوردم بدنش مثل قبل سفید بود ولی الان بخاطر اویشن یزره قرمز شده بود هوففف ولی بدنش داشت دیوونم میکرد بیخیالش شدم و دارو هاشو براش زدم (لباس زیر تنشه فقط=ا/ت)
رفتم تو اتاق کارم تا یه سری از کارارو انجام بدم و ا/ت بیدار شه ولی فکر اینکه قبل از من کسی به اون بدنش دست زده باشه داشت دیوونم میکرد
ویو ا/ت
بیدار شدم دیدم روی تخت اتاق جونگ کوکم و هیچی جز لباس زیرم تنم نبود سریع پتو رو پیچوندم دور خودم و میخواستم بلند شم که دنبال لباسام بگردم که یهو در باز شد
-پس بلاخره بیدار شدی
+ اره (بلندشد که بره)
(جونگ کوک گذاشتش رو تخت و روش خیمه زد و موهاشو نوازش کرد)
+ ولم کن و از روم بلند شو
- یعنی واقعا منو نشناختی یا یادت نمیاد؟
+ نه مگه تو کی هستییی
- اشکال نداره اشنا میشیم
+ چی چیو اشنا میشیم مرتیکهه ولم کن برم
- ( نشست رو تخت و از روی ا/ت بلند شد) تو هیچ جا نمیری بعدشم درست حرف بزن
+ نزنم چی میشه هااان
- هوففف بزار برم فعلا یه چی برات بیارم بعدا درموردش حرف میزنیم( از اتاق رفت بیرون)
ویو ا/ت
خب الان وقت فراره سریع پتو رو دور خودم گرفتم و خواستم درو باز کنم که یهو صدای تیر اومد
جای حساسش بود نه؟🙂😜
- ۱۰.۶k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط