این تک پارتی که مینویسم برای من اتفاق افتاد و واقعیه البته قسمت کوک نه😉🤣( وقتی گردنت خشک میشه)
پارت 1
ویو ا/ت
صبح که شد نمیتونستم تکون بخورم تو بغل کوک بودم..سعی کردم جابه جا شم گردنم سوزش گرفت برای اینکه کوک رو بیدار نکنم دستم رو گذاشتم رو دهنم کوک روشو اونور کرد ولی بیدار نشد..کم کم گریم گرفت گلوم هم از بغض گرفته بود*
~~
ا/ت: کو..ک،،،کو..ک
کوک: جانم؟...چرا صدات اینطوری شده؟( میخنده)...داری گریه میکنی؟( خندش خشک شد)
ا/ت: بغضم ترکید*کوک نمیتونم.. تکون بخورم..گردنم درد میکنه
کوک: چی؟ چی میگی!؟( پوزخند*)
ا/ت: فقط میتونم بچرخم
کوک( لبخندش خشک شد): بزار گردنت رو ماساژ بدم شاید درست شد*
ا/ت: کوک اثر نمیکنه!
کوک: بلند شو!
ا/ت: هق نمیتونم
کوک: صبرکن کمکت کنم*
ا/ت با گریه جیغ کشید*: آییی..بهم دست نزنننن..گردنم درد میکنه
کوک: صبر کن من بلند شم* خب به من نگاه کن سعی کن گردن تو تکون ندی من بلندت میکنم*...دیدی بلند شدی!(میبرتش و مینشونش روی مبل)
ببخشید بچها چون طولانیه مجبورم کوتاهش کنم اگه امروز بیستا کامنت بزارید ادامه اش رو امروز میزارم
ویو ا/ت
صبح که شد نمیتونستم تکون بخورم تو بغل کوک بودم..سعی کردم جابه جا شم گردنم سوزش گرفت برای اینکه کوک رو بیدار نکنم دستم رو گذاشتم رو دهنم کوک روشو اونور کرد ولی بیدار نشد..کم کم گریم گرفت گلوم هم از بغض گرفته بود*
~~
ا/ت: کو..ک،،،کو..ک
کوک: جانم؟...چرا صدات اینطوری شده؟( میخنده)...داری گریه میکنی؟( خندش خشک شد)
ا/ت: بغضم ترکید*کوک نمیتونم.. تکون بخورم..گردنم درد میکنه
کوک: چی؟ چی میگی!؟( پوزخند*)
ا/ت: فقط میتونم بچرخم
کوک( لبخندش خشک شد): بزار گردنت رو ماساژ بدم شاید درست شد*
ا/ت: کوک اثر نمیکنه!
کوک: بلند شو!
ا/ت: هق نمیتونم
کوک: صبرکن کمکت کنم*
ا/ت با گریه جیغ کشید*: آییی..بهم دست نزنننن..گردنم درد میکنه
کوک: صبر کن من بلند شم* خب به من نگاه کن سعی کن گردن تو تکون ندی من بلندت میکنم*...دیدی بلند شدی!(میبرتش و مینشونش روی مبل)
ببخشید بچها چون طولانیه مجبورم کوتاهش کنم اگه امروز بیستا کامنت بزارید ادامه اش رو امروز میزارم
- ۱۱۳.۵k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط