روانی منP11

هانا بدون توجه به تهیونگ میره بالا و میبینه…

ویو لانیا
پشت در زیرزمین منتظر هانا بودم
نمی‌دونم اخه آدم عاقل چرا عاشق روانی؟این همه آدم اصلا این موضوع رو نمیشه هضم کرد
حالا روانی بودنش رو میشه کاریش کرد
دیگه چرا مافیااااا؟؟؟د اخهههه اسکل مافیای روانی برای چی میخوای؟شاید هم اون مجبورش کرده باهاش باشه…

لانیا:آیششش اصلا به من چه
چرا باید صدای بلند گفتمممم چقدر من اعحمق‌ام(خواهر گلزاری فکر کنم)
یکم به دور و ور نگاه کردم تا ضایع نشده باشم
لانیا اونا روانی هستن چرا باید بهت توجه کنن؟
نگاه به اطرافم کردم و دیدم یکی هی داره بهم نگاه میکنه…چقدر جذابه.چی نه نه اصلا هم جذاب نیست

دستاش پر تتو هستتت عرررر با زاویه فکش میتونم رگمو بزنممم..چی لانیا داری چی میگی؟آروم باش اون یه روانیه
ولی خیلی داره قشنگ نگاهم میکنه..چشماش تیله‌ای هست هیکلش هم بزرگ و ورزش هست..چقدر تایپمه..نکنه روش کراش زدم؟؟نه نه من روی روانی ها کراش نمیزنم..هوففف هانا بیا بیرون دیگه
بزار پشتمو نگاه کنم شاید اومده باشه..
^لانیا پشتش رو نگاه کرد

لانیا:آیشش بیا دیگه دختر الان‌هاست که عاشق بشم
*لانیا دوباره به اون پسر نگاه کرد..ولی اونجا نبود!
لانیا:چی؟همین1 دقیقه پیش اونجا بود
…:منو داری میگی؟(نیشخند و صدای بم)
لانیا:تو…تو..
…:او چقدر ترسویی…ترسو دوست دارم!بخصوص اگه دلیل ترسش ٪# من#٪ باشم..(صدای بم و چهره ی جدی)
^لانیا بخاطر حضور یهویی‌اش کمی سکوت کرد و یهویی…
لانیا:(جیغ)
…:(نگاه جدی)

ویوهانا
رسیدم بالا و دیدم جئون کنار لانیا ایستاده..
هانا:لانیا بخاطر این جیغ زدی؟(متعجب)
لانیا:ت..ترسیدم..یهویی…اومد کنارم..(ترس)
…:عادیه خانم لی.(نیشخند)
هانا:جئون برو و کار های عجیبتو انجام بده و به لانیا کاری نداشته باش وگرنه مجبور میشم پدرم و چانگ رو خبر کنم(جدی)
…:باشه باشه ولی این خانم زیبا رو فراموش نمیکنم
^اون پسر به لانیا چشمک زد و رفت سر غذا خوردنش
لانیا:میشه دیگه بریم؟(تعجب و ترس)
هانا:ولی من از تهی..
لانیا:لطفا!(نگاه مظلوم)
هانا:آیش باشه بریم ازش بعدا عذرخواهی می‌کنم

ویو راوی
آنها رفتن خونه هاشون
ولی اون پسر کی بود؟آیا خطرناک بود یا قابل درک بود؟آیا شخصیت منفی است یا شخصیت آینده ساز؟آیا با لانیا وارد رابطه میشه یا لانیا رو به بازی میگیره؟در ادامه متوجه می‌شوید اون پسر کیست!

ویو تهیونگ
هانا تا صدای جیغ رو شنید گفت صدای لانیا هست
لانیا کیه؟ممکنه دوستش باشه نه؟
اره بابا دوستشه تازه اسمه دخترونه هست چرا باید پسر باشه؟
ولی چرا جیغ زد؟آه مهم نیست مهم دختر منه دوستش مهم نیست
هنوز عصبیم..اون کبودی ها..پیشونی زخمی..هه فقط یک روز دیگه..اون روز اون دختری که این بلا رو سر دخترم آورده رو نابود می‌کنم
کاری می‌کنم جلوی پرنسسم زانو بزنه و هزاران باز عذرخواهی کنه..دست زدن یا آسیب زدن به دختر من یعنی بی‌احترامی به بزرگ‌ترین رئیس مافیا
فقط‌یک‌روز..پرنسسم یک‌روز دیگه تا دیدن من..
تهیونگ:(خنده ی ترسناک)

حمایت فراموش نشه😂
دیدگاه ها (۱۶)

یونگی: من که گفتم روانی هستم حالا زود باش قبول میکنی یا نهها...

پارت ۵۴🌅 ویو آتکم‌کم هوا تاریک‌تر شد و ساحل خلوت‌تر شد. وسای...

چند پارتی جیمین پارت ششم

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶³ویو: اتوقتی برگشتم بالا، دیدم کو...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

جهانی میان بیداری و خوابPart 1آملیا داشت می‌دوید.نمی‌دونست ک...

پارت۴۶

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p37ویو راویچند دقیقه بعد...

Do I love him, or do I hate him?P:¹²انگاری اسبه داشت لبخند م...

وقتی بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط