بچه ها شش پارت رو یهو گذاشتم همایت کنید تا بعدی رو زود ب

زارم ❤

فیک عشق حقیقی

p6


یکم عصبانی و ناراحت بودم بخاطر حرف های اونا
ولی همیشه عصبانیتمو با رقصیدن خالی میکنم پس رفتم لباسای رقصمو پوسیدم و نشستم یه گوشه و تو پلی لیستم میگشتم تا یه اهنگ خوب پیدا کنم باهاش برقصم همینجوری داشتم میگشتم که یهو اولین اهنگ برادرمو دیدم همون رو انتخواب کردم و هنزفری رو تو گوشم گذاشتم راستی یادم رفت بگم منم مثل اوپام سیکس‌پک دارم شروع کردم به رقصیدن که همه دورم جمع شدن و حتا متوجه اقا معلم نشدم که اومد و معلم هم داشت منو تماشا میکرد وقتی تموم شد همه برام دست زدن حتا اقا معلم... اقا معلم اومد جلو و گفت
اقا معلم : سلام به همه
یورا واقعا عالیی میرقصی
خیلی خوب بود
یورا : مرسی اقا
بچه ها: وای افرین عالی بودی وواااوووو
یورا : مرسی 🥰
کلاس بعد چند ساعت تموم شد
چند دقیقه بعد :
یورا : حوصلم سر رفته بود تو گوشیم داشتم میچرخیدم که اوپا جیمین زنگ زد
جیمین : الو یورا
یورا : الو جیمین چی شده؟
جیمین : بیا دم در دانشگاه اومدم دنبالت
یورا : ولی اوپا من هنوز کلاس دارم!
جیمین : من همین الان فقط میتونم دنبالت بیام ها
یورا : خب تو ایدل بزرگی هستی بیا با معلمم صحبت کن
جیمین : اخه باشه بیا دم در باهم بریم
یورا : باشه اومدم
رفتم دم در و جیمین رو بغل کردم
جیمین : باشه بابا ولم کن یورا
یورا : باشه
جیمین: خب منو ببر پیشه معلمت ولی نباید کسی منو ببینه میدونی که من ایدل معروفی هم و طرفدار هام از در و دیوار میریزن


ادامه دارد....

کم کم داریم به جاهای باریک میرسیمممم😋
دیدگاه ها (۲۶)

همسر پادشاه مین

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

رمان :{ تا وقتی که عاشقت شدم }

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

Part : eleven ویو ا.ت :رسیدیم تهیونگ نیومده بود که ....(میشه...

From hate to lovePart:10دیدم لیا تکیه داده به ماشینش و منتظ...

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط