{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟
- #ParT_5 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄

بی هیچ حرفی پاشدم و آوردمش..

دوباره سرجام برگشتم

ذره ای از پماد روی انگشتش زد و خودشو بهم نزدیک تر کرد!

رو زخم گوشه لبم پماد زد و چشمش که به گردنم خورد دندون قروچه‌ای کرد!

لب گزیدم..

رد دندونای تهیونگ رو گردنم مونده بود!

جوری به خودش فشار میاورد که احساس می‌کردم هر لحظه میخواد عربده بزنه!

به محض اینکه تمام شد مشتشو به گوشه ویلچر کوبید

- فقط کافیه از رو این ویلچر بلند شم

سمت داروهاش رفتم

یکی یکی همه رو بهش دادم خورد و کمکش کردم تا رو تختش دراز بکشه..

پچ زد:

- بیا بغلم بخواب..

لب گزیدم و نگران نگاش کردم:
- اما اگه تهیونگ ببینه..

چشم غره ای بهم رفت..
دیدگاه ها (۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_86+خوشت میاد عصبیم کنی ؟نفس ...

پسر بد (60)

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

پارت ۱۷

★彡   Part 43 彡★برگشتم روبه تهیونگ، اما اون مجال گفتن حرفی رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط