{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم می‌خواهد بیدار شوم و همین‌طور بیدار بمانم و نگاه کنم

دلم می‌خواهد بیدار شوم و همین‌طور بیدار بمانم و نگاه کنم وقتی که هوا توی سینه‌ات می‌چرخد نگاهت کنم، وقتی که جریان نبضت زیر پوست گلویت پخش می‌شود نگاهت کنم، وقتی که رنگ بنفش توی مردمک چشمت موج می‌زند نگاهت کنم، همین‌طور نگاهت کنم، خط‌های پیشانی‌ات را بشمارم، موهای سفید اطراف شقیقه‌هایت را بشمارم، سرم را بگذارم میان گودی گردن و شانه‌هایت و همان‌ جا بمیرم، بمیرم تا دیگر از تو دور و جدا نشوم، نمی‌دانم برای چه باید رعایت کنم، چه چیزی را باید رعایت کنم، برای چه باید بگذارم که زندگی خودم و آن کسی که دوستش می‌دارم مفهومی جز حسرت نداشته باشد، کاش در جنگل به دنیا آمده بودم و با طبیعت جفت می‌شدم و آزاد بودم، معتاد شدن به این عادت‌های مضحک زندگی و تسلیم شدن به این حد‌ها و دیوارها کاری برخلاف جهت طبیعت است. عزیزم، قربانت بروم، قربان بودنت بروم، دلم دارد می‌ترکد، هیچ‌وقت این طوری نشده بودم، این‌قدر تلخ و بیهوده، یک چیزی را از من گرفته‌اند، نمی‌دانم چه‌کسی و کجا و چرا، شاید اصلا پیش از تولدم آن را از من گرفته باشند. شاید که من اصلا بی‌سامان به دنیا آمده باشم، و همه‌ی عشق من به تو چیزی جز جست‌وجوی قرارگاهی بر روی خاک نباشد.
دیدگاه ها (۱)

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتفردا بالاخره رسید.از صبح، هر چند ...

My best friend

ازدواج اجباری

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط