دلم یک فقره دیوانه میخواهد
دلم یک فقره دیوانه میخواهد
که بیاید و با هم برویم سراغ تمام
دیوانگیهایِ دنیا!
سوار ماشین سادهاش بشوم و تمام
دوربینهای کنترل سرعت شهر ما را
ثبت کنند
که آدرنالین از گونههایم بیرون بپاشد
ک بوسهاش بر روی گونههایم
دیوانهترم کند
برویم تا بلندترین نقطهی شهر و
دستهای همدیگر را فشار دهیم و
بلند جیغ بکشیم که تمام راه داد بکشیم
که صبح که میشود ابتدای هم باشیم
که شبها آخرین اسمی که یادمان میآید هم…
که وقتی از دور میآید دلم ناگهان
بریزد و دستهایم مور مور شود و قلبم همان ریتم نامرتب را یادآوری کند
اصلا او را که میبینم چند ثانیه نزند تا
نگرانم شود و من قربان چشمهایش
بروم با آن نگرانی درونش
که وقتی میخواهد بیاید تهران را
مرتب کنم
ولیعصر را گل کاری کنم و ابرها را آماده!
من بمیرم برای چشمهایش که منتظر
من باشد
من بمیرم برای دیوانگیهایمان!
من بمیرم برای تویِ دیوانهام!
باید بیایی تا تمام دیوانگیهایم را بریزم در دستانت
تکیه کنم به آغوشت و چشمهایم
را ببندم.
#عاشقانہ
#حس_خوب
#آموزنده
#انڪَیزشی
#𝒔𝒂𝒏𝒂𝒛_𝒌𝒉𝒂𝒏𝒐𝒎𝒎
که بیاید و با هم برویم سراغ تمام
دیوانگیهایِ دنیا!
سوار ماشین سادهاش بشوم و تمام
دوربینهای کنترل سرعت شهر ما را
ثبت کنند
که آدرنالین از گونههایم بیرون بپاشد
ک بوسهاش بر روی گونههایم
دیوانهترم کند
برویم تا بلندترین نقطهی شهر و
دستهای همدیگر را فشار دهیم و
بلند جیغ بکشیم که تمام راه داد بکشیم
که صبح که میشود ابتدای هم باشیم
که شبها آخرین اسمی که یادمان میآید هم…
که وقتی از دور میآید دلم ناگهان
بریزد و دستهایم مور مور شود و قلبم همان ریتم نامرتب را یادآوری کند
اصلا او را که میبینم چند ثانیه نزند تا
نگرانم شود و من قربان چشمهایش
بروم با آن نگرانی درونش
که وقتی میخواهد بیاید تهران را
مرتب کنم
ولیعصر را گل کاری کنم و ابرها را آماده!
من بمیرم برای چشمهایش که منتظر
من باشد
من بمیرم برای دیوانگیهایمان!
من بمیرم برای تویِ دیوانهام!
باید بیایی تا تمام دیوانگیهایم را بریزم در دستانت
تکیه کنم به آغوشت و چشمهایم
را ببندم.
#عاشقانہ
#حس_خوب
#آموزنده
#انڪَیزشی
#𝒔𝒂𝒏𝒂𝒛_𝒌𝒉𝒂𝒏𝒐𝒎𝒎
- ۵۲۸
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط