{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت:سوم

پارت:سوم
♡
♡
♡
♡
ا.ت ویو
اومد عمارت خودم (بچه ها چون باندشدن خیلی قویه همشون عمارت دارن ) مستقیم رفتم اتاقمو یه دوش ۲۰ مینی گرفتم قرار بود همگی ساعت هفت جلو بار باشیم و الان ساعت پنج بود رفتم از کمد لباسام یه دامن گرانچ با یه هودی ورداشتم که رنگ هر دوتاشون سیاه بود و گذاشتم روی تخت رفتم سر میز آرایش و اول موهامو خشک کردم بعد روتین پوستی کردم و شروع کردم آرایش کردن و یه رژ صورتی زدم صورتم به قدری کیوت شده بود که لباسی که ور داشته بودم رو گذاشتم سرجاش و رفتم سراغ یه لباس که خیلی خوشم اومد بپوشم ش (عکسش گذاشته میشه)
رو پوشیدم و اومدم موهام رو حالت دادم خیلی خوشگل شده بودم رفتم سراغ ساعت که دیدم شیش و نیمه بدو بدو رفتم سوار ماشینم شدم
ویو نامجون
اولین نفر بودم تبق (درست نوشتم)
معمول پس تو ماشین منتظرشون موندم تا اینکه دیدم یکی یکی دارن تشریف میارن بله از ماشین پیاده شدم همه اومده بودن بجز ا.ت که دیدیم اومد وقتی که از ماشین پیاده شد انگار جذابیت داشت ازش می‌بارید انقد دیگه خشگل بود
شوگا:واو ..... چقد خوشگل شدی
جیهوپ:عه شما انقد بدن جذابی داشتی ما نمیدونستیم (ا.ت اولین باره لباس باز میپوشه)
ا.ت:خجالتم ندید
ادامه پارت بعد
حمایت فراموش نشه
بخدا میخواستم ۲ پارت بزارم اما خیلی خسته ام فردا هم شاید یه پارت یا دو پارت گذاشتم
دیدگاه ها (۱)

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

پارت ۴ (سرنوشت)

همسر غیره منتظره

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

دختر تنها {2}

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط