مربی موتور سوار

part 18


ات . مربی شما دیشب

ته . میدونم دیشب چی شده چی نشده اینجا چیکار میکنم

ات . دیشب می‌خواستیم ببریمتون خونتون ولی اصلا حالتون خوب نبود و واقعا بابت شرایطی که پیش اومد متاسفم

ته . مشکلی نیست فقط من لباسام کجاست ؟

ات . اها چیزه دیشب زیاید خورده بودی تگری زدی لباساشون انداختیم بشوره ولی الان خیسه اگه بخواید لباسای داداشم هست بهتون بدم

ته . من باید نیم ساعت دیگه شرکت باشم یه

ات . بله یه جلسه ی مهم دارید نیم ساعت دیگه ولی از اونجایی که میدونستم ممکنه یان اتفاق بیوفته دیشب با منشب رئیس شرکت .... تماس گرفتم و گفتم که ۱ ساعت به تاخیر بندازه

ته . خوبه

ات . میرم براتون لباس بیارم

ته . باش

ات رفت و لباسای جیهوپ برادرش رو برای تهیونگ اورد تهیونگ پوشید و بعد از صبونه با هم راه افتادن سمت شرکت رسیدن با هم پیاده شدن و وارد شدن

بعد از نیم ساعت تمام کارکنان شرکت داشتن با هم پچ پچ میکردن و چرت و پرت میگفتن ات که سرش گرم کار بود و داشت برای ته قهوه می‌برد یکی از این حرفا رو شنید

> . من شنیدم رئیس و منشی ات با هم رابطه دارن و تازه با هم از تو یه خونه در اومدن و اومدن شرکت

& . منم شنیدم ارهههه

ات . چیمیگید ؟

& . عه ات اینجایی هیچی ما...ما داشتیم با هم حرف میزدیم


ات . یه بار دیگه بشنوم این چرت و پرتا رو گفتید مو به سرتون نمیزارم بیشورا بجای اینکه گشاد گشاد اینجا بچرخید و چرت و پرت بگید برید به کارتون برسید و انقدر مفت خوری نکنید
.
.
.
ادامه دارد ....
دیدگاه ها (۲۷)

پارت ۵۵╭─────────────── 🦋 ───────────────╮✦ پارت بعد | مربی ...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۰ات دست نامی و گرفت نشوند رو تخت ات: نامی من واقعا دوست...

رئیس دوست داشتنی من پارت دهمصبح بود من مشغول کاربودم که ته و...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط