دوستان من 9 روز اول محرم رو کوتاهی کردم و نرفتم هیئت
دوستان من 9 روز اول محرم رو کوتاهی کردم و نرفتم هیئت
صبح روز دهم خودم تو خونه بودم اما دلم وپاهام بیقرار
به خودم گفتم باید برم باید بخاطر امام حسین برم، رفتم سمت مسجد همه جمع بودن منم همراه جمعیت شروع کردم به سینه زدن دمه اذان که شد نماز ظهر عاشورا رو
خوندیم و دوباره سینه زنی شروع شد نوحه خون در مورد خانم فاطمه زهرا میخوند، یه دفعه یاد تاریخ 91/1/1
افتادم، دم سال تحویل بود، من همون موقع به خاطر از دست دادن عزیزی روی صندلی در بیمارستان مشغول گریه بودم، همینجا امام حسین رو قسم دادم به مادرش فاطمه زهرا، که حاجتم رو روا کنه تا این خاطره بد به فراموشی سپرده بشه، چند روزی میشه که حس میکنم حاجت روا شدم، بله حاجتم روا شده، چه خوبه در راه خدا گام برداشتن، و دوستی با ائمه
صبح روز دهم خودم تو خونه بودم اما دلم وپاهام بیقرار
به خودم گفتم باید برم باید بخاطر امام حسین برم، رفتم سمت مسجد همه جمع بودن منم همراه جمعیت شروع کردم به سینه زدن دمه اذان که شد نماز ظهر عاشورا رو
خوندیم و دوباره سینه زنی شروع شد نوحه خون در مورد خانم فاطمه زهرا میخوند، یه دفعه یاد تاریخ 91/1/1
افتادم، دم سال تحویل بود، من همون موقع به خاطر از دست دادن عزیزی روی صندلی در بیمارستان مشغول گریه بودم، همینجا امام حسین رو قسم دادم به مادرش فاطمه زهرا، که حاجتم رو روا کنه تا این خاطره بد به فراموشی سپرده بشه، چند روزی میشه که حس میکنم حاجت روا شدم، بله حاجتم روا شده، چه خوبه در راه خدا گام برداشتن، و دوستی با ائمه
- ۱.۷k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط