#زندگی_اجباری

#زندگی_اجباری
P. 6

+منکه کار خواصی نکردم فقط شانس اوردم از زیر اون وحشی جون سالم به در بردم
_باباتو میگی؟
+اره دیگه
J. M: او ات بشین لطفا حتما خیلی خسته ای
+ممنونم
میتونم یه سوال بپرسم؟
V: اره راحت باش
_فقط خیلی خصوصی مجاز نیست
+ااا خب راستش من از اینکه پیشتونم خیلی خوشحالم ولی نمیتونم نشون بدم یعنی نشون دادن احساساتم سخته و یه جورایی میترسم ازش پس ناراحت نشین از اینکه انگار بی تفاوتم و اینا
خب سوال من اینه که چیشد که یه باند زدین؟ من راستش بهش فکر کرده بودم و حدس میزدم باحال میشه ولی بنظرم تنها گروهی که بهش میخوره باند مافیایی داشته باشه و پنهانش کرده باشه استری کیدز هست اخه از کاراشون میباره یا بعضی موقع ها انقد بهش فکر میکنم که حرفاشون برام مثل یه رمز شده و خب من یه اسکیزم هستم ولی میتونم بپرسم که ایا اعضای استری کیدزم باندی دارن؟ وووو خیلی خفنه گروهشون به این فکر میکنم که بنگ چان لیدر گروه یه مافیاس و همینطور رئیس مافیا گروه وایییی خیلی باحاله کم با اون هات بودنش میکشتمون فک کن مافیا باشه 😂😭

RM: ووو تو خیلی تند حرف میزنی

S: ببینم چرا حسودیم شد وقتی اونجوری راجب بنگ چان حرف زد؟

J. M: عادیه منم شد

J: بایست کیه؟
+راستش من نه بین شما ها بایس دارم چون اوتی سونم و هم بین اعضای استری کیدز همشون بایسمن
V: صحیح
J: کیارو استن میکنی؟ اههه خودمم خسته شدم انقد تو ذهنم سواله
+همه

J: اها اوکی
+اگه واقعا سوال داری بپرس
J:.. ... خب
+اول به سوال من جواب بدین
J.M: یه سوال سوالت چی بود؟
+ای خدا
V: ببین ات دلیلی نمیبینم که بهت بگیم
+منکه به کسی نمیگم سوال دومم ایا استری کیدزم ...
_اره ات اره
+واییییی دارم بال در میارم چقد خفن خیلی دوست داشتم بقیه اسکیزام بدونن ولی نمیشه متاسفانه 😔

RM: هی کوک بار اخرت باشه بدون هماهنگی کاری میکنی
_باشههه
RM: در ضمن کارتون دارم همتون میاین پایگاه فهمیدین؟
V. اره هیونگ
+نمیشه نرین من تنها چیکار کنم؟
S. برو خونه بنگ چان اینا دیگه
+اگه میدونستم که......
_شما کیم ات حق بیرون رفتن از این عمارتو ندارین فهمیدی؟(کمی داد)
+باشه😔
S: من پیشش میمونم
V: یه خبر مهم دست نامجونه
H: من بعد بهش میگم
S: اوممم جیهوپ هست برین
....... ..
دیدگاه ها (۰)

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

اینم از لینوی که سرد رفتار میکنه وخودش رو میگیره🤷‍♀️🙄آپدیت ت...

Matia Love :)))پارت : 16جونگکوک : نمیتونم از ات دوری کنم ، م...

intertwined fate of two enemies-part 20

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

#میکاپ_آرتیست_من

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط