ددی خشن من chapter 22
+میتونم آهنگ بزارم
$ هرجور راحتی ....
آهنگ روگذاشتم و از پنجره به ساختمان های سر به فلک کشیده نگاه میکردم حدود ۲۰ دقیقه بعد که وارد بزرگراه شدیم تابلوی بزرگی کنار جاده بود روشو نگاه کردم نوشته بود از واشنگتن دارید خارج میشوید .
+ عع عمو داریم از شهر خارج میشیم مطمئنی درست داریم میریم؟
$هه هه(خنده) بهت که گفتم رسیدیم خودت میفهمی
+ باوشه .
یه چهل دقیقه ای میشه توی راه هستیم و من کنجکاویم داشت گل میکرد توی راه کلی مزارع و باشگاه های اسب سواری بود .یکمی جلوتر یه خونه باغ نمایان شد معماری زیبا و قشنگی ،اون خونه داشت .درست وقتی داشتم معماری اون خونه رو برای خودم تحلیل میکردم عمو ماشین رو دقیقا کنار همون خونه نگه داشت .
+ اینجاس
$ ییس.پشت سر من بیا قرارع اینجا تو بترکونی
+ منظورت درمورد ترکوندن چیه ؟
$ دو چیز هس که تو قرارع امروز توش به بهترین شکل مهارت پیدا کنی.
+ بریم ببینیم چیه !!خیلی درموردش کنجکاو شدم.
اون خونه از بیرون خیلی کوچیک بنظر میرسید اما اشتباه میکردم وقتی وارد خونه شدم دیدم یه پله به طبقه بالا و یه پله به زیر زمین میرفت . در همون حین یک آقایی تقریباً از عمو بزرگتر اومد برای استقبالمون.
∆ خوش اومدی خانم . وقتی از الارایک شنیدم قرارع تورو با خودش بیاره اینجا خیلی خوش حال شدم .
+ ممنونم .اما فکر نکنم شما رو تا الان جایی دیده باشم
∆هه .چون هنوز زمانش نرسیده بوده با هم اشنا بشیم
+ الان زمانش رسیده؟
∆ فکر کنم
$ نمیخوای به یه قهوه مارو دعوت کنی ؟
∆ بله حتما .
ما رو به سمت پذیرایی خونش راهنمایی کرد با خودم فکر میکردم که این مرده چه کسی میتونه باشه که.....
$ هرجور راحتی ....
آهنگ روگذاشتم و از پنجره به ساختمان های سر به فلک کشیده نگاه میکردم حدود ۲۰ دقیقه بعد که وارد بزرگراه شدیم تابلوی بزرگی کنار جاده بود روشو نگاه کردم نوشته بود از واشنگتن دارید خارج میشوید .
+ عع عمو داریم از شهر خارج میشیم مطمئنی درست داریم میریم؟
$هه هه(خنده) بهت که گفتم رسیدیم خودت میفهمی
+ باوشه .
یه چهل دقیقه ای میشه توی راه هستیم و من کنجکاویم داشت گل میکرد توی راه کلی مزارع و باشگاه های اسب سواری بود .یکمی جلوتر یه خونه باغ نمایان شد معماری زیبا و قشنگی ،اون خونه داشت .درست وقتی داشتم معماری اون خونه رو برای خودم تحلیل میکردم عمو ماشین رو دقیقا کنار همون خونه نگه داشت .
+ اینجاس
$ ییس.پشت سر من بیا قرارع اینجا تو بترکونی
+ منظورت درمورد ترکوندن چیه ؟
$ دو چیز هس که تو قرارع امروز توش به بهترین شکل مهارت پیدا کنی.
+ بریم ببینیم چیه !!خیلی درموردش کنجکاو شدم.
اون خونه از بیرون خیلی کوچیک بنظر میرسید اما اشتباه میکردم وقتی وارد خونه شدم دیدم یه پله به طبقه بالا و یه پله به زیر زمین میرفت . در همون حین یک آقایی تقریباً از عمو بزرگتر اومد برای استقبالمون.
∆ خوش اومدی خانم . وقتی از الارایک شنیدم قرارع تورو با خودش بیاره اینجا خیلی خوش حال شدم .
+ ممنونم .اما فکر نکنم شما رو تا الان جایی دیده باشم
∆هه .چون هنوز زمانش نرسیده بوده با هم اشنا بشیم
+ الان زمانش رسیده؟
∆ فکر کنم
$ نمیخوای به یه قهوه مارو دعوت کنی ؟
∆ بله حتما .
ما رو به سمت پذیرایی خونش راهنمایی کرد با خودم فکر میکردم که این مرده چه کسی میتونه باشه که.....
- ۱۱.۱k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط