تک پارتی از تهیونگ
وقتی تو دعوا بهت سیلی زد
تو اتاق نشسته بودی و داشتی به دعوای چند ساعت پیشت با تهیونگ فکر میکردی . یه دعوا سر یه چیز مسخره ، سر اینکخ یه پسر ازت آدرس پرسیده بود و تو جپاب داده بود و در آخر اون ازت تشکر کرد و تو درجواب لبخند زدی .باورت نمیشد پسری که تا به حال صداش رو روت بلند نکرده الان بهت سیلی زده با یادآوریش دوباره اشکات ریخت.
(فلش بک به چند ساعت قبل)
تهیونگ : چرا بهم نمیگی که دنبال توجهی؟ الان رفتی توجه پسرای دیگه رو جلب کنی؟ (داد)
ا/ت: واقعا که اعتماد ات نسبت بهم همین قدره؟
تهیونگ: تو رسما داشتی باهاش گرم میگرفتی! (داد)
ا/ت :از کی یه آدرس پرسیدن ساده گرم گرفتنه؟ خود تو هر روز با اون منشی لعنتیت لاس میز.....
که ادامه حرفم با سیلی که تو دهنم خوابیده شد تموم شد .
بت چشمای اشکی بهش زل زدم و با دو به اتاق رفتم و دروغ بستم و پشت در سر خوردم و اشکام جاری شد.
(پایان فلک بک)
با اومدن صدای در فهمیدم تهیونگه. زود اشکام رو پاک کردم و پتو رو ذوی سرم کشیدم و خودمو زدم به خواب که اومد تو.
با پایین رفتن تخت فهمیدم نشست رو تخت.
تهیونگ:ا/ت .... بیبی میدونم بيداری
ا/ت:............
تهیونگ: نمیخوای جوابم رو بدی؟...عزیزم؟
ا/ت :( تو ذهنش : هه عزیزم)
تهیونگ: عشقم ببخشید یه لحظه کنترلم رو از دست دادم
ا/ت: چه جالب منم کیسه بوکس اتم که حرصت رو روش خالی کنی! ( عصبی و بغض)
تهیونگ:ببخشید دیگه تو ام به من تهمت زدی که با اون منشیم لاس میزنم
ا/ت:من تهمت زدم؟اون منشی لعنتیت خودشو مدام میماله بهت
تهیونگ: خوب اون میمیماله من که محل نمیدم
ا/ت:بالاخره که میمیماله و تو هم باهاش حرف میزنی!
تهیونگ: اونو ول کن ببخشید باشه؟
ا/ت: بحث رو عوض نکن. تو باید اونو اخراج کنی!
تهیونگ: چشم
ا/ت : ها؟ واقعا؟ (تعجب کرد که انقدر زود قبول کرد)
تهیونگ : آره دیگه مگه اینو نمیخای؟
ا/ت: چرا چرا ..میخوام
تهیونگ: حالا بخشیدی؟
ا/ت:قول میدی دیگه نزنی؟آخه خیلی درد داشت(بغض و کیوت)
تهیونگ: کاش دستم میشکست نمیتونستم بزنم(جای سیلی رو میبوسه) ....... (من رو به تهیونگ خدانکنهههه)
ا/ت : این جوری نگو ( بغض اس شکست)
تهیونگ:باش خانوم کوچولو ببخشید (بغلش کرد)
و این گونه شد که این دوتا باهم دوست شدن ولی اون منشی بدبخت اخراج شد
*منشی بی گناه بود فقط یه بار از پله ها افتاده بود بغل تهیونگ همین😐
*پایان*
نظرتون چیه شاپرکا؟اگه بد شد ببخشید
اولین تک پارتی ام بود🥲
تو اتاق نشسته بودی و داشتی به دعوای چند ساعت پیشت با تهیونگ فکر میکردی . یه دعوا سر یه چیز مسخره ، سر اینکخ یه پسر ازت آدرس پرسیده بود و تو جپاب داده بود و در آخر اون ازت تشکر کرد و تو درجواب لبخند زدی .باورت نمیشد پسری که تا به حال صداش رو روت بلند نکرده الان بهت سیلی زده با یادآوریش دوباره اشکات ریخت.
(فلش بک به چند ساعت قبل)
تهیونگ : چرا بهم نمیگی که دنبال توجهی؟ الان رفتی توجه پسرای دیگه رو جلب کنی؟ (داد)
ا/ت: واقعا که اعتماد ات نسبت بهم همین قدره؟
تهیونگ: تو رسما داشتی باهاش گرم میگرفتی! (داد)
ا/ت :از کی یه آدرس پرسیدن ساده گرم گرفتنه؟ خود تو هر روز با اون منشی لعنتیت لاس میز.....
که ادامه حرفم با سیلی که تو دهنم خوابیده شد تموم شد .
بت چشمای اشکی بهش زل زدم و با دو به اتاق رفتم و دروغ بستم و پشت در سر خوردم و اشکام جاری شد.
(پایان فلک بک)
با اومدن صدای در فهمیدم تهیونگه. زود اشکام رو پاک کردم و پتو رو ذوی سرم کشیدم و خودمو زدم به خواب که اومد تو.
با پایین رفتن تخت فهمیدم نشست رو تخت.
تهیونگ:ا/ت .... بیبی میدونم بيداری
ا/ت:............
تهیونگ: نمیخوای جوابم رو بدی؟...عزیزم؟
ا/ت :( تو ذهنش : هه عزیزم)
تهیونگ: عشقم ببخشید یه لحظه کنترلم رو از دست دادم
ا/ت: چه جالب منم کیسه بوکس اتم که حرصت رو روش خالی کنی! ( عصبی و بغض)
تهیونگ:ببخشید دیگه تو ام به من تهمت زدی که با اون منشیم لاس میزنم
ا/ت:من تهمت زدم؟اون منشی لعنتیت خودشو مدام میماله بهت
تهیونگ: خوب اون میمیماله من که محل نمیدم
ا/ت:بالاخره که میمیماله و تو هم باهاش حرف میزنی!
تهیونگ: اونو ول کن ببخشید باشه؟
ا/ت: بحث رو عوض نکن. تو باید اونو اخراج کنی!
تهیونگ: چشم
ا/ت : ها؟ واقعا؟ (تعجب کرد که انقدر زود قبول کرد)
تهیونگ : آره دیگه مگه اینو نمیخای؟
ا/ت: چرا چرا ..میخوام
تهیونگ: حالا بخشیدی؟
ا/ت:قول میدی دیگه نزنی؟آخه خیلی درد داشت(بغض و کیوت)
تهیونگ: کاش دستم میشکست نمیتونستم بزنم(جای سیلی رو میبوسه) ....... (من رو به تهیونگ خدانکنهههه)
ا/ت : این جوری نگو ( بغض اس شکست)
تهیونگ:باش خانوم کوچولو ببخشید (بغلش کرد)
و این گونه شد که این دوتا باهم دوست شدن ولی اون منشی بدبخت اخراج شد
*منشی بی گناه بود فقط یه بار از پله ها افتاده بود بغل تهیونگ همین😐
*پایان*
نظرتون چیه شاپرکا؟اگه بد شد ببخشید
اولین تک پارتی ام بود🥲
- ۱۵۲.۱k
- ۰۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط