شهیدی که دموکرات ها بعد از شهادت گوشت بدنش را خوردند😞😭

شهیدی که دموکرات ها بعد از شهادت گوشت بدنش را خوردند😞😭

🕊شهید احمد وکیلی ناطق در تاریخ ششم مرداد ماه 1340، در روستای شهید آباد قزوین در یک خانواده مذهبی چشم به چهان گشود.
وي به دليل اينکه سه بار به کردستان رفته بود و اطلاعات بيشتري از منطقه داشت, در سنندج به عنوان راهنما عمل مي کرد و همچنين تيراندازي وي خوب بود و به عنوان تک تيرانداز نيز عمل مي کرد. وي در خيابان شاهپور سابق سنندج سه راه فرح سابق در يک سنگر از ناحيه‌ی پا تير مي خورد و طي تحقيقاتي که برادران پاسدار از يکي از مهاجمين دستگير شده انجام دادند, او گفته است که مهاجمين به او نزديک مي شوند ديده اند که دستهاي او را بسته و او را برده اند.همرزمانش اسلحه‌ی او را به باشگاه افسران مي برند.) در هر صورت او راه امام حسين(ع) را انتخاب نمود و با شهامت و شجاعت تمام مرگ سرخ را انتخاب نمود و از رهبريهاي پيامبر گونه‌ی امام امت خميني بزرگ پيروي نمود و چگونه مردن را در مکتب حسين(ع) آموخت و راه جاودانگي و پرواز به سوي خدا را پيمود.
وی سرانجام در تاریخ چهارم اردیبهشت ماه 1359، به درجه رفیع شهادت نائل شد.
پیکر پاک این شهید والامقام در گلزار شهدای علی بن جعفر استان قم آرام گرفته است.
شهید#احمد_وکیلی🕊🌹
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

🚨 #مهم کد آخرین سخنرانی امام شهیدمان برای #مردم_مبعوث و باهو...

متن تقدیر رهبر شهید انقلاب از مرکز رشد دانشگاه امام صادق علی...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط