بچه ها براتون رمان نوشتم شروع کنیم؟

ا.ت دختری لال که توی کتابخونه ای کار می‌کرد و زندگی سختی داشت افراد دهکده بخاطر اینکه لال بود ازش خوششون نمیومد و باهاش بد رفتاری میکردم
یوری رئیس کتابخونه اونو اخراج کرد
اون دیگه نه پولی داشت نه جایی که بتونه زندگی کنه به خواطر همین مجبور بره توی کاخ شاه و خدمتکار بشه بدون اینکه بدونه پادشاه یعنی کیم سوکجین پورشه
...............................................................................................................خوب بود ؟
بچه ها قراره تهیونگ هم بیاد تو داستان
پارت بعدی رو به زودی میذارم
دیدگاه ها (۳)

Intertwined fate of two enemies-part 1

the end-part 1

جنگل نفرین شده پارت ۳۰ (آخر)

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕: 𝟏𝟒 + خیلی‌ بدی جونگکوک‌ چرا هولم دادی!دو...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 11چشم‌هاش برای لحظه‌ای ر...

ببوگرافی/آپدیت یومه/Drmon slayer OC

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

#pain#P¹¹²#Season²+ خیلی ببخشید اما امشب قرار دارم. بعد آروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط