غرق در شیرینی نوشته هایشان و نوشته هایم شدم ، پی بردم تیز

غرق در شیرینی نوشته هایشان و نوشته هایم شدم ، پی بردم تیزی کاغذ و نوک تیز قلم ، لطیف تر از موشک های کلماتشان بود که بر سرم فرود می آمد
دیدگاه ها (۰)

اگر این پَنجره در سینه یِ دیوار نبودو کنارَم ، قَلم و کاغذ و...

Destiny part 19

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 31من این نامه رو برای خودم نوشته...

چند پارت

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت هشتم | ورود به اتاقیونگی فوراً جلوی من ا...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

Twenty four

**پارت ۳۳**تفِ خونیِ من روی سینه‌اش، آخرین جرقه‌ای بود که ان...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط