پارتی 38 فیک اجبار

پارت ۴۰


♒فیک اجبار♒



×که بعد لونا...
+لونا.....ی..لونا چی....حرف بزن لعنتیییی
×بعد لونا ......وقتی دید منو اون میخوایم باهم ازدواج کنیم......کشتش....
+ام...امکان نداره.....لونا آزارش حتی به مورچه هم نمیرسه ......چه برسه قتل....تو...تو چرا همون اول بهم نگفتی.....
×داداش...‌التماسم کرد..‌اره التماسم کرد گفت عوض شده.....امروزم وقتی اتفاقی دیدم تو اتاقه.....رفتم تو که دیدم بازم داره گند میزنه....خواستم جلوشو بگیرم..‌‌‌‌‌........
+اوکی تو میتونی بری جی وونگ.....مرسی که هستی رفیق......
×فدات.......

جی وونگ
مرسی که هستی رفیق! اره ...خوبه ....دیگ کاملا بهم اعتماد داره......وقتشه برشکسته شی اقای جئون جونگ کوک.......

دو ساعت بعد(جی وونگ رفته/لونا هم بهوش اومده)

●
×جونگ کوکککککک.....گوش کننننن....
+نمیخوام بشنومممم......گمشووو.....تو...تو‌ واقعا یه هرزه ای.....هرزه ی بدبخت...‌منو بگو عاشق دختری شبیه تو شدم
×چی میگی تو....چجوری مستونی اسن حرفو بزنی......به حرفای من گوش کن....فقط ۵دیقه به من گوش بدههه.....‌.جونگ کوک لطفا(بغض میکنی)
+تو...عاشق جی وونگ بودی......معلوم نی بعد از دیدنش چه فکرایی که به سرت نزده........
×چی......کی همچین حرفی زده؟؟؟؟
+خود جی وونگ....هه چسه فک نمیکردی زایه شی.‌..گمشو از جلو چشم
×جونگ کوک همش دروغه......من فقط و فقط تک رو میخوااام.....اون بهت دروغ میگهههه
+نگهبان.....اسنو از جلو چشم ببرین
(نگهبانا میان لونا رو میگیرن که ببرن)
×جونگ کوک....گوش کن.....من‌کاری نکردم...گوش کن

نظرات برای خوندن پارت بعد فراموش نشه🖤💙💜
#FICEJBAR
#Milla
دیدگاه ها (۳)

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

پارت پنجم

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۷ | «بابا، فقط ی...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پارت ۲۶

اجبار به بدبختی پارت ۳۶

رئیس دوست داشتنی من پارت سیزدهم 🩷صبح بود من در سرکار بودم وم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط