عاقــبت خانه خراب دل دیوانه شدم
عاقــبت خانه خراب دل دیوانه شدم
مَــحَرم یک حَرَم و از همه بیگانه شدم
لَبِ مِــی نوش تو تا بَر لَبِ پـیمانه رسید
خون جگر گشتم و مِی در دل پیمانه شدم
یــار چون شمع شب افروز به بزم دگران
ســـوختم ز اتش غِیرَت پَرِ پَروانه شدم
همه شب تا که به پایش نرسد بوسه شوق
از حَسَــد مُـــردم و خاک رَهِ میخانه شدم
من که افسونگر افشانه دل ها بودم
اتشی ریخت به جانم که خود افسانه شدم
جُز بِه یادِ مَن و دل تا نَزَنَد می همه جا
نـــــغـــمه ســـاز شـــدم ناله مستانه شدم
این چه شوری است که در سینه مشتاقم ریخت
وین چه حالی است که یک سَر هَمِه جانانِه شدم
این چه بازیست ندانم به سرا پرده غیب
که بازیچه به تسبیحِ زمان دانه شدم
نور حق بین که چو در این دِلِ دیوانه دَمید
شُهره شـــهر شـــدم مَــــحرم هَر خانه شدم
مَــحَرم یک حَرَم و از همه بیگانه شدم
لَبِ مِــی نوش تو تا بَر لَبِ پـیمانه رسید
خون جگر گشتم و مِی در دل پیمانه شدم
یــار چون شمع شب افروز به بزم دگران
ســـوختم ز اتش غِیرَت پَرِ پَروانه شدم
همه شب تا که به پایش نرسد بوسه شوق
از حَسَــد مُـــردم و خاک رَهِ میخانه شدم
من که افسونگر افشانه دل ها بودم
اتشی ریخت به جانم که خود افسانه شدم
جُز بِه یادِ مَن و دل تا نَزَنَد می همه جا
نـــــغـــمه ســـاز شـــدم ناله مستانه شدم
این چه شوری است که در سینه مشتاقم ریخت
وین چه حالی است که یک سَر هَمِه جانانِه شدم
این چه بازیست ندانم به سرا پرده غیب
که بازیچه به تسبیحِ زمان دانه شدم
نور حق بین که چو در این دِلِ دیوانه دَمید
شُهره شـــهر شـــدم مَــــحرم هَر خانه شدم
- ۱.۶k
- ۱۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط