پارت ۳۳
سرنوشت پیش میآید
[-----------:)
[پارت۳۳)
[-----------:)
که یهو یه صدای بلندی شنیدم
یه نفر به گرگ شلیک کرده بود
با ترس سرم رو برگردوندم و با یه پسر مواجه شده
پسره : حالتون خوبه خانم
دلین : مرسیی واقعا مرسی
میشه راه شهر رو نشونم بدین لطفا ( لکنت و ترسیده )
پسره : عاا باشع فقط من فردا میخوام برم شهر مشکلی نداره که
دلین : ولی من جایی برای موندن ندارم
پسره : خب یه کلبه ی من این نزدیکی ها هست میتونین امشب اونجا بمونین
دلین : واقعااا ممنونم ( اشک شوق )
رسیدن به کلبه
دلین رفت تو یه اتاق که یهو درش قلف شد
با ترس برگشت اون جونگکوک بود
اما کت شلوار عروسی تنش نبود این خیلی عجیب بود
جونگکوک: خانمممم فکر نمیکردم تو کلبه ی خودم ببینمت ( پوزخند )
دلین : تو.و ای.نجا چیک.ار میک.نی ( ترسیده لکنت )
جونگ کوک : میاد جلو
گفتم به هیچ کس به غیر از من اعتماد نکن خانمی
( پوزخند و لب دلین رو میبوسه )
دلین : ولم کن
جونگ کوک نه نمیشه من تازه شروع کردم
ادامش بیاین تو کامنت های پارت بعد کچلم کردین
چون کمه شرط نداریم
دوستان آفیش فیک تغیر کرد و به اسلاید دوم 🪽🏵
[-----------:)
[پارت۳۳)
[-----------:)
که یهو یه صدای بلندی شنیدم
یه نفر به گرگ شلیک کرده بود
با ترس سرم رو برگردوندم و با یه پسر مواجه شده
پسره : حالتون خوبه خانم
دلین : مرسیی واقعا مرسی
میشه راه شهر رو نشونم بدین لطفا ( لکنت و ترسیده )
پسره : عاا باشع فقط من فردا میخوام برم شهر مشکلی نداره که
دلین : ولی من جایی برای موندن ندارم
پسره : خب یه کلبه ی من این نزدیکی ها هست میتونین امشب اونجا بمونین
دلین : واقعااا ممنونم ( اشک شوق )
رسیدن به کلبه
دلین رفت تو یه اتاق که یهو درش قلف شد
با ترس برگشت اون جونگکوک بود
اما کت شلوار عروسی تنش نبود این خیلی عجیب بود
جونگکوک: خانمممم فکر نمیکردم تو کلبه ی خودم ببینمت ( پوزخند )
دلین : تو.و ای.نجا چیک.ار میک.نی ( ترسیده لکنت )
جونگ کوک : میاد جلو
گفتم به هیچ کس به غیر از من اعتماد نکن خانمی
( پوزخند و لب دلین رو میبوسه )
دلین : ولم کن
جونگ کوک نه نمیشه من تازه شروع کردم
ادامش بیاین تو کامنت های پارت بعد کچلم کردین
چون کمه شرط نداریم
دوستان آفیش فیک تغیر کرد و به اسلاید دوم 🪽🏵
- ۶.۷k
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط