جُـفتِ روحِ من تويى...

جُـفتِ روحِ من تويى...
اين رو وقتى فهميدم كه منو توى آغوشت فشار دادى،
و من با تمامِ وجود، حسِ آرامش و تكامل داشتم...
انگار كه نيمه ى ديگرِ از وجودم رو پيدا كرده باشم؟...
وقتى تو كنارمى احساسِ امنيت دارم، انگار كه ديگه هيچكسى نميتونه بهم آسيب بزنه...
انگار كه اصلاً خدا من و تورو به هم رسوند تا من بعد از بيست و چند سال، احساسِ خوشبختى كنم...
آرامشم، امنيتم، دليلِ خنده هام،
مرسى براى بودنت...❤️
دیدگاه ها (۶)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p33هنوز از دیدن فلیکس شو...

Custom bride part : ۱۵

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 12 +بله؟∆ببخشید.. مادرتو...

Destiny part 14

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

شاهکاری به نام دروغ

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط