پارت آخر

پارت آخر

شوگا ویو
رسیدیم به کافه
از نگرانی عرق کرده بودم
وقتی که اومده محو زیباییش شده بودم
اگه چرا من به این خیانت کرده بودم
(علامت شوگا+ ا.ت_)
_شوگا
.....+
_باتوام
+ها چیه بامنی
_ن پس
+خب خب بگو دیگه چیشد قبول میکنی

_خب....
+بگو دیگه نصف جونم کردی
_آره قبول میکنم
+هوراا قبول کردددد
_عه آروم باش دیگه ابرومون رفت
+(درحال ذوق کردن)

فردا ظهر
ا.ت ویو
شوگا بهم پیام دادش گفت که ساعت۷
هفت ب ی مهمونی دعوت شدیم و گفت
بیام
بهش گفتم مهمونی کی گفت یکی از دوستامد قبول کردم ی دوش گرفتم بعد دوش ی لباس خوب پوشیدم ی آرایش ملایم کردم و منتظر موندم تا شوگا بیاد

شوگا ویو.

امروز میخام از ا.ت خواستگاری کنم
و بهش الکی گفتم مهمونی یکی از دوستامه و قبول کردم منم ی لباس خوب پوشیدم و انگشترو برداشتم رفتم دنبالش

پرش زمان به وقتی که شوگا رف دنبال ا.ت

+سلام چه خوشگل شدی
_مرسی توهم خیلی خوشتیپ شدی
+بریم
_اره بریم
و بله دوتا مرغ عاشق ب مهمونی رفتن

_شوگاچرا برقا خاموشه پس اون دوستت کو
+ب وقتش میفهمی
_چی؟
یکدفعه دیدم جلوم زانو زد
گفت
+قبول میکنی ملکه قلبم شی
_(تو شوک)
_آ.آره
و همه دست زدم
اعضا با دوستای خودم بهم تبریک گفتم

دوسال بعد

+کدوم خری رژه منو شکوندههه
&من بلنداشتم
+اگه دستم بهت نرسه
_عه چیکار به بچه داری
+رژمو شیکونده
_عیب نداره بچس دیگه
+هردوتاتونو بگیرم انقد میزنمتون ک به گوه خوردن بیوفتین
&_الفراررر

بعد اون خواستگاری ازدواج کردیم
ی دختر آوردیم ب اسم لیا
و به خوبی خوشی زندگی کردن


خوب خیلی چرت شدش
امیدوارم ک خوشتون اومده باشه
دیدگاه ها (۵)

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

سرنوشت پارت (۱۲)

سناریو سو پارت اخر

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

سناریو سائه پارت اخر

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط