{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عاشقانه_شهدا

#عاشقانه_شهدا

یادم هست سرسفره عقدڪه نشسته ‌بودیم💞 بهم گفت:
الان فقط من وتو، توےاین آینه مشخص هستیم
ازت مے‌خوام ڪه ڪمڪ ڪنےمن به سعادت وشهادت برسم
همونجاقول دادم که
تواین مسیرڪمڪش‌ ڪنم.
دیدگاه ها (۱)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.32(روایت از زبان جونگ ک...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

I'm not jealous part 48جونگکوک بیچاره رسما روی جای بدش نشسته...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 11همون‌...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁷صبح روز بعد، هنوز کافئین کامل نرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط