خون رنگی(پارت ۲۵)
پ تهیونگ: فکر خوبیه پس همه جمع شید و یه دایره بزرگ تشکیل بدید.
همه جمع شدن و یه دایره بزرگ تشکیل دادن و یه نفر امد و یه بطری گذاشت وسط دایر که نشسته بودن و چرخوند و افتاد روی جونگ کوک و تهیونگ .
کوک: جرأت یا حقیقت
تهیونگ: جرأت
کوک: پدرت رو بنداز توی آب
تهیونگ: 😳
کوک: بلند شو دیگه
تهیونگ بلند شد و رو به کوک گفت نوبته منم میشه و بعد پدرش رو با چه عذابی انداخت تو آب و دوباره بتری رو چرخوندن و افتاد روی جونگ می و یه دختری
دختره: جرأت یا حقیقت
جونگ می : جرأت
دختره: برو خودت رو به خوشگل ترین پسر اینجا بمال
جونگ می بلند میشه و میشینه روی پای کوک و خودش رو به د.ی.ک کوک میماله
ویو کوک
جونگ می داشت خودش رو به د.ی.کم میمالید و سعی کردم زیاد تحریک نشم و یه لحظه چشمم به ا.ت خورد که داشت با عصبانیت به من و جونگ می زل زده بود
جونگ می بلند میشه و دوباره بطری رو میچرخونن و بطری میفته رو مادر کوک و پدر تهیونگ.
م کوک: جرأت یا حقیقت
پ تهیونگ: حقیقت
م کوک: واسه ساخت تهیونگ چقدر وقت گذاشتی
پ تهیونگ: خب تقریبا ۲۰ یا ۳۰ راندی وقت گذاشتم
(همه خندیدن)
و دوباره بطری چرخوندن و افتاد روی ا.ت و سو هو
سوهو : جرأت یا حقیقت
ا.ت: جرأت
سوهو: د.ی.کم رو ساک بزن
کوک و تهیونگ بلند میشن و به طرف سوهو میرن و تهیونگ یه سیلی محکم به سوهو میزنه و دست ا.ت رو میگیره و به سمت ماشین میره کوک هم پشت سرشون میاد و هر سه سوار ماشین میشن
تهیونگ: واسه چی با اون مرتیکه عوضی رقصیدی هااان(داد)
کوک: واسه چی جرأت رو انتخاب کردی تو که میدونستی این عوضی ممکن ازت کار های جنسی بخاد هان (داد)
تهیونگ: مثل اینکه هنوز دلت میخواد(خنده عصبی )
تهیونگ میزنه کنار و ........ادامه دارد.......😁
شرط پارت بعدی
۹لایک
۷کامنت
همایت کنید ❤️💜
همه جمع شدن و یه دایره بزرگ تشکیل دادن و یه نفر امد و یه بطری گذاشت وسط دایر که نشسته بودن و چرخوند و افتاد روی جونگ کوک و تهیونگ .
کوک: جرأت یا حقیقت
تهیونگ: جرأت
کوک: پدرت رو بنداز توی آب
تهیونگ: 😳
کوک: بلند شو دیگه
تهیونگ بلند شد و رو به کوک گفت نوبته منم میشه و بعد پدرش رو با چه عذابی انداخت تو آب و دوباره بتری رو چرخوندن و افتاد روی جونگ می و یه دختری
دختره: جرأت یا حقیقت
جونگ می : جرأت
دختره: برو خودت رو به خوشگل ترین پسر اینجا بمال
جونگ می بلند میشه و میشینه روی پای کوک و خودش رو به د.ی.ک کوک میماله
ویو کوک
جونگ می داشت خودش رو به د.ی.کم میمالید و سعی کردم زیاد تحریک نشم و یه لحظه چشمم به ا.ت خورد که داشت با عصبانیت به من و جونگ می زل زده بود
جونگ می بلند میشه و دوباره بطری رو میچرخونن و بطری میفته رو مادر کوک و پدر تهیونگ.
م کوک: جرأت یا حقیقت
پ تهیونگ: حقیقت
م کوک: واسه ساخت تهیونگ چقدر وقت گذاشتی
پ تهیونگ: خب تقریبا ۲۰ یا ۳۰ راندی وقت گذاشتم
(همه خندیدن)
و دوباره بطری چرخوندن و افتاد روی ا.ت و سو هو
سوهو : جرأت یا حقیقت
ا.ت: جرأت
سوهو: د.ی.کم رو ساک بزن
کوک و تهیونگ بلند میشن و به طرف سوهو میرن و تهیونگ یه سیلی محکم به سوهو میزنه و دست ا.ت رو میگیره و به سمت ماشین میره کوک هم پشت سرشون میاد و هر سه سوار ماشین میشن
تهیونگ: واسه چی با اون مرتیکه عوضی رقصیدی هااان(داد)
کوک: واسه چی جرأت رو انتخاب کردی تو که میدونستی این عوضی ممکن ازت کار های جنسی بخاد هان (داد)
تهیونگ: مثل اینکه هنوز دلت میخواد(خنده عصبی )
تهیونگ میزنه کنار و ........ادامه دارد.......😁
شرط پارت بعدی
۹لایک
۷کامنت
همایت کنید ❤️💜
- ۲۰.۹k
- ۳۰ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط