torture

torture
Part ¹⁸
وقتی بهوش اومدم تو یکی از اتاقای عمارت بودم و یه سرم به دستم وصل بود.سرمو از دستم دراوردم و سمت اتاق ا/ت دوییدم.از دستم داشت خون میرفت اما اهمیتی ندادم و فقط به سمت اتاق ا/ت پا تند کردم.به در اتاق که رسیدم همون موقع دکتر پارک از اتاق بیرون اومد.ا/ت دختر خیلی جذاب و خوشگلی بود و دکتر پارک هم فقط دو سال از مناطق بزرگتر بود و اصلن دلم نمیخاست بزارم دکتر پارک تنها داخل اتاق ا/ت باشه.
دکتر پارک آدم خیلی خوبی بود و من خیلی بهش اعتماد داشتم ولی بحث ا/ت ک میشد حتا به خودمم اعتماد نداشتم.برای همین دکتر پارک رو پس زدم و وارد اتاق شدم.جسم بی روح ا/ت همونطور روی تخت افتاده بود.دستی به صورتم کشیدم و پرسیدم
~چ اتفاقی براش افتاد؟
$داشت نفسای آخرشو میکشید،به لطف تو زنده موند ولی از علائم حیاتیش مطمئن نیستم.رفته تو کما ولی هنوز زندست.احتمال داره وقتی بهوش میاد تمام خاطراتشو از دست بده ولی امکانش هم هست که دوباره خاطراتش رو به دست بیاره.اگه بهوش اومد بردنش به جاهایی که قبلن توش بوده و اونجا خاطره داره میتونه ب بدست اوردن حافظش کمک کنه.اما این فقط یه احتماله.ممکنه هم بهوش بیاد و همه چیز یادش باشه و کاملن سالم باشه،اما فعلن احتمال از دست دادن حافظش بیشتره.
با حرفایی که میزد انگار دنیارو روی سرم خراب میکردن.نمیدونستم باید چیکار کنم.زکان خیلی زود می‌گذشت و ا/ت من چشماشو باز نمیکرد.دیگه حوصله ی انجام هیچ کاریو نداشتم.چند بار تصمیم گرفتم خودکشی کنم ولی دیدن دوباره ی ا/ت بهم امید میداد،تنها امید زندگیم شده بود وجود ا/ت.
شبا خاب دذست و حسابی نداشتم و غذای کافی نمیخوردم برای همین خیلی اوقات انرژی کم میوردم و مجبوری یچیزی میخوردم تا از هوش نرم.مدام تو فکر ا/ت بودم و متوجه اتفاقای اطرافم نمیشدم.وقتی یه نفر باهام حرف میزد متوجه نمی‌شدم گه داره باهام حرف میزنه و اصلن از اتاق ا/ت خارج نمیشدم.یه ماه ازون حادثه گذشت و یه روز . . .
#کیوت#خفن#گنگ#مود#پروف#آرمی#بی_تی_اس#لش#تئوری#شاین#لایت#مکنه#موچی#وی#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ_کوک#بلک_پینک#رزی#لیسا#جنی#جیسو#ایتیزی#اکسو#کرانچ#موکبانگ#کره#کیدراما#کیپاپ#مشکی#غمگین#تنها#فیک_بی_تی_اس#فیکشن#جونگ_کوک#فیک#تهیونگ#کیدراما#کیپاپ#مافیایی#خفن#شکنجه#کلیپ#کرانچ#کیوت#سیدراما#عاشقانه#بامزه#بی_تی_اس#بلک_پینگ#اکسو#ایتیزی#بلک_پینک#آزادی#موکبانگ#کره#باحال#بی_تی_اس#آنباکسینگ#فوداسمر#اسلایم#دی_او#نامجون#جین#شوگا#جی_هوب#جیمین#عاشقانه#عشق#جان_فدا#نیکا_ساکرمی#مهسا_امینی#مادر#تنهایی#افسردگی#غمگین#شاد#اسلوموشن#کارما#سپهر_خلسه#رضا_پیشرو#امیر_تتلو
دیدگاه ها (۲۰)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو بونتن پارت۸

سناریو سو پارت اخر

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

سناریو سو پارت اخر

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط