وقتی پسر خالته....

وقتی پسر خالته....
پارت ۲
ویو ا.ت
صبحانه که خوردیم با ماشین فلیکس به سمت مدرسه راه افتادیم
فلش بک به مدرسه
رسیدیم مدرسه خدا وکیلی مدرسه خوبی بو ولی آدماش چی؟به مشت جنده به تمام عیار
به خالم قول دادم دعوا درست نکنم رفتیم تو مدرسه تو کلاس فلیکس بودم دیدم وقتی رفتیم تو کلاس یه دختره چسبید به فلیکس
میا :÷
÷اوپاااااااا بالاخره اومدی
_سلام نفسم
با خودم داشتم بالا می‌آوردم اه اه چندش این دوست دخترشههههه
رفت و باهاش نشست سر میز انگار نه انگار من وجود دارم
یه پسره اومد نزدیکم گفت:بیا پیش من بشین دختره ولی از حد نگذریم خوشگل بود رفتم پیشش نشستم دستش رو رو به رو دراز کرد و گفت :هیونجین هستم
گفتم :خوشبختم ا.ت هستم و بهش دست دادم داشتم میدم که فلیکس چقدر داره حرص میخوره بخاطر دوست پیدا کردنم
معلم اومد سر کلاس
فلش بک به زنگ
دینگ دینگ
زنگ خورد بالاخره رفتم تو غذاخوری و یه قهوه گرفتم و رفتم نشستم رو صندلی که فلیکس و هیونجین و میا اومدن
هیونجین:×
×سلام سلام رفیق جدیدم
+سلامم
÷ایش ایش حالا بهت رو دادیما
+والا ناراحت نمیشدیم از پشت بدی
تو و هینجین خندیدین و میا خودش و رو به روی فلیکس لوس کرد و گفت
÷اوپاااااااااااااا
_ا.ت بس کن راجب دوست دخترن باهات شوخی ندارم
+به اندازه این دختره اگه میتونستی بهم اهمیت بدی خوب بودا (با داد)
_اومد یقه ات رو گرفت و گفت تو یه هرزه ای چرا باید باهات خوب باشم؟
+هرزگی رو از دوست دخترت یاد گرفتم
_یه سیلی بهت زد که افتادی روی مبل سالن
+بلند شدی و گفتی خب پس ارزش اون هرزه از من بیشتره یه مشت خوابوندی در گوشش که دعواتون شد
مدیر:بسه اینجا مدرسه اس
جفتتون هم رو ول کردین و رفتین سر کلاس
...............................................‌‌‌‌‌...................
حمایت؟
دیدگاه ها (۰)

اکسپرور

همسر غیره منتظره

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۱صبح، فلیکس زودتر از همیشه وارد مدرسه...

#عشق در نگاه او part 2خلاصه بعد چند دقیقه سوزا اومد و بهم زن...

پارت 47 رمان عشق مدرسه ای ویو دم در خونه ی ات و فلیکس : ات: ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 1)

پارت 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط