ادامه پارت سوم رمان از جنس امید🌊

ادامه پارت سوم رمان از جنس امید🌊
باورت نمیشه داشتم از خنده غش میکردم دختره بد ضایش کرده...
بی اراده سرش داد زدم
+اهه اه بسههه مغزمو خوردی با چرت و پرتات به من چه که دختره چی گفته به من چهه که پسر خالت چی میگه به من چههه چرا همش خونه ما پلاسی کارو زندگی نداریی تووو
گمشوو دیگه کمشوووو خسته شدم ازت..
هانا خشکش زده بود و با بغض و خشم زل زده بود تو چشام..تو چشمای عسلی و خمارش نابودی و دیدم
احساس کردم ریخت ،وجودش ریخت...
نزاشت بغضش بشکنه اما لجوجانه یه قطره اشک چکید رو گونش
کیفشو برداشت و بدون حتی یه کلمه از در رفت بیرون..
من من چیکار کردم...من بیرونش کردم...آه نه هانا
دویدم پایین جوری که داشتم میخوردم زمین
دویدم اما رفته بود واای من چیکار کردم...
مامانم با نگرانی اومد سمتم
_صدف صدف چیشد چرا هانا رفت
فقط گریه میکردم آه من چیکار کردم
خب اینم ازین پارت داره واسه خودمم جالب میشه😁
واسه پارت بعد ۱۵ لایک و کامنتم بزارید دیگه
نوشته خودمه کپیی ممنووع
#بی_تی_اس #تهیونگ #جیمین #شوگا #ویسگون #طنز #جونگکوک #کوکی #کوک
#وی #جین #جیهوپ #بلک_پینک #لیسا #لالیسا #لالیسا_مانوبان #جنی #کیم_جنی #جنی_کیم #پارک_رزی #رزی #جیسو_کیم #کیم_جیسو #کیدراما #کیپاپ #کره_ای #اسمرفود #موکبانگ #خوردنی #روتین_کره #روتین #روتین_نادینا #حضرت_زهرا #حضرت_فاطمه_سلام_الله_علیها #روز_زن
#روز_مادر #آنباکس_کیوت #ویسگون #سرنا_امینی #سرنا #طنز_سرناامینی #پریسا_پور_مشکی #پریسا_پوربلک #کلیپ_خنده_دار #مود #army #MOOD😄💔
دیدگاه ها (۰)

نامجون ویو : جلوی آیینه وایساده بودم و داشتم کرواتم رو که جو...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 016"""""""""""""""""""""""""""""""...

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

"نکنه عاشقش شدم؟" پارت²اروم صدام زد_صبر کن خانوم لی بیا اینج...

آوای شب پارت ۲۴ویو نویسنده دامیان در و باز کرد شوکه شد...انی...

پارت نهم(پارت آخر) رنگش پریده موهاش روی زمین ریخته بودن و خو...

🥀فصل دوم پارت 15🥀مشغوله درست کرنده چایی بودم که هانا اومد ها...

پارت دوم رمان از جنس امید🌊خاله ساناز کوچک ترین خالمه و ماهلی...

حیح

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط