🥀فصل دوم پارت 15🥀

🥀فصل دوم پارت 15🥀
مشغوله درست کرنده چایی بودم که هانا اومد
هانا : نیومده خودتو تویه دله همه جا کرد
از تویه یخچال آب میوه برداشت و ریخت تویه لیوان
همینجوری که داشتم چایی رو درست میکردم گفتم ات : خوب که چی
هانا پوزخندی زد و گفت هانا : خیلی زرنگی
ات : خوب تو هم زرنگ باش
هانا بهم نزدیک شد و با حرس گفت هانا : ببین دختریه دهاتی نمیتونی جایه منو بگیری با این حروم زاده که تویه شکمته
یجوری بهم نزدیک شد که ترسیده بودم و چیزی بهش نگفتم فقد بهش نگاه میکردم که بعد از حرفاش رفت منم یه نفسه عمیقی کشیدم و چایی ها رو برداشتم رفتم سالون جلویه مادر گذاشتم و یکی هم برایه خودم درست کردم
م/ج : هر دوتاتون باهام اومدین
هانا : اره مادر به ات کمک میکردم
عصبانیم کرد هانا خانم نمیتونی دروغ بگی
ات: نه چه کمکی هانا تو کی بهم کمک کردی
م/ج : میدونستم هانا چرا دروغ میگی
هانا : نه مادر ات دروغ میگه من کمکش کردم
م/ج : راستش من با خودم فکر میکردم که اینجوری میشه هانا ات شما عروسایه خانواده پارک هستین وظیفه شما خدمت به شوهرتون و وارث اوردنه
هانا: منظورتون چیه مادر
م/ج : من منظوری نداشتم
هانا : منظورتون اینه که هنوز حامله نشدم(با بغض)
م/ج : نه منظورم این نیست
هانا : چرا منظورتون همینه شما دیگه چرا اونجوری هستین همین که یه عروس آوردیم اونیکی رو پرت میکنید و ات دختریه دهاتی فقد بلدی نقش بازی کنی
ات : داهتی خودتی چطوره حرف زدنه
هانا : به تو چه که چجوری حرف میزنم
م/ج : هانا کافیه درست صحبت کن تو که سه ساله با جیهون ازدواج کردی چرا حامله نشید ها
هانا سکوت کرد و لیوانی که دستش بود رو گذاشت رویه میز که صدایه بلندی کرد ورفت اوتاقش
م/ج: دخترم ببخشید یخورده دختره پرویه
ات : نه مادر اشکالی نداره راستی مادر جیمین گوشیشو جواب نمیده نگرانش شدم ساعت 7 شد شده ولی هنوز برنگشته
م/ج: وای دخترم نگران نباش شاید شارژش تموم شد
دسته خودم نبودم خیلی نگرانش بودم نکنه اتفاقی اوفتاده

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

شروع ات دختر ریندو بود مامانش تو یک سالگی از دست داد به علت ...

الماس زیبای من ...

برده عمارت جئون

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

#سناریو #بی تی اس وقتی اونا خیلی خسته ن ولی تو خیلی میزی روی...

TEN YEARS OLD LOVE ⁶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط