{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیونین میخواست اعتراض کنه که هیون نگاهی جدی بهش انداخت و

هیونین میخواست اعتراض کنه که هیون نگاهی جدی بهش انداخت و هیونین دیگه ساکت شد ، بمیرم برای بچم ، ترس تویه چشماش موج میزنه و من نمیتونم کاری براش بکنم...

+یوجون عزیزم ، میشه تو بری تویه ماشین الان میام ، هیونین مامان توهم برو تو ماشین بابا من با بابا کار دارم

نگاهی به هیون انداخت و بعد سری تکون داد و رفت تویه ماشین یوجونم با اخم به سمت ماشینش رفت


+چته دوباره تو؟ انگار میخوای سمتم حمله ور شی

_ هیچیم نیست!

+چرا اجازه نمیدی هیونین بیاد خونش ؟


_اونجا خونه ی اون نیست ، هیونین جاش پیش باباشه!

و بعد نگاهی به صورت عصبیم انداخت و با پوزخندی ادامه داد:

_البته که مادرش و شوهرش باید باهم تنها باشن !


اخمام بیشتر درهم رفت ، بس نبود دخترمو ازم گرفته؟ پسرمم میخواست بگیره؟


+حق نداری هیچوقت دیگه مثل چند لحظه پیش اونطوری به پسرم نگاه کنی


ابرویی بالا انداخت و من ادامه دادم:

+اگه یکبار دیگه ببینم یا ازش بشنوم که کاری کردی بترسه ، نمیزارم رنگشم ببینی
دیدگاه ها (۰)

دیشب یادم رفت پارت بزارم الان با پارتای امروز میزارمشون..._ه...

‌هیونین کنارم روی تخت خوابیده بود ، همش تویه فکر بودم، نمیتو...

+خیلی خوب بنظرم بهتره بس کنید بلاخره چشم از هم برداشتن و هیو...

پارت ۲۶۳با یاداوری حرفش نگران بهش زل زدم ، فکر کردم فراموش ک...

پشت نگاه سردت.... 15ویو تهوقتی رسیدیم خونه، در رو باز کردم و...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

marry without love

marry without love part 2

پارت سی‌وسوم | دور دورپارک لارافیلم تا آخر ادامه پیدا کرد.چر...

Love in the Realm of Shadows. Part 2- نمیتونم ....- خانم دکت...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟓نیلا به طرف تاکسی اون طرف خیابون رفت +سلام اقا خسته نب...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

پارت ۴۷ صدای آژیرها تمام خیابان را پر کرده بود.مأموران پلیس ...

★彡   Part 24 彡★ الان باید چیکار میکردم؟فقط تونستم ریز لب هام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط