پارت 16

بعد کنسرت اومدیم خونه من رفتم یه دوش گرفتم خودمو ول کرد رو تخت به حلقه رو دستم نگاه کردم خیلی قشنگ بود آرم بی ام وه روی داشت خیلی جذاب بود (اسلاید بعد) دیگه اروم اروم چشام گرم شد و سیاهی...
فلش بک به فردا صبح
ویو هانا
از خواب بیدار شدم ساعت7 بود پاشدم رفتم یه دوش گرفتم یه لباس پوشیدم دیدم جونکوک رو مبل خوابش برده یه پتو اوردم انداختم روش
~: کجا میری(اروم)
*: دارم میرم ورزش کنم
~: خداحافظی نمیکردی
*: خواب بودی خوب من برم بای بای
~: نه بوسم کن
*: ای خدا
بوسه ارومی روی گونش گذاشتم و راه افتادم سمت در رفتم جلوی در به بادیگارد ها گفتم که مواظب کوک باشن شروع کردم به دویدن همینجوری داشتم میدوییدم که دیدم تهیونگ و یونگی هم دارن میدون و جلوتر جیسو
*سلاممم
ته: اوا سلام ورزشکار
☆: سلام بچه چطوری
*: ممنونم من میرم جلوتر پیش جیسو
ته: برو
☆: برو بچه
رفتم جلوتر
*: خانم خوشگله شماره بدم پاره کنی
جیسو: جون شما شماره بدی من جر میدم
جفتمون خندیدم و سرعت دویدنمونو بیشتر کردیم یکم جلو تر وایسادیم رزی هم اومد پیشمون
*: سلاممم چطوریی
رزی: سلام بدون من میاید ورزش
*: ببخشید دیگهه
رزی: خب بیاید یه چیزی بگیرم براتون بخورید تا از گشنگی نمردید
*: مرسی خانم پولداررر
رفت برامن شیر کاکائو خرید و برای جیسو شیر انبه خوردیم مرسی داشتیم پا میشدیم که یونگی و تهیونگ رسیدن
☆: ساممم علیکککک
*: چه عجب رسیدین
ته: تو خوبی
رزی اومد بیرون
ته: سلام بیب
*: ها الان چی نالیدییی
جیسو: چی گفتییی
ته: دوست دخترمه
رزی: دهنتو ببند دیگههه
*: من شما دوتا رو زنده نمیزارم
من افتادم دنبال تهیونگ جیسو هم دنبال رزی یونگی بچه همونجوری وایساده بود اونجا
*: گرفتمت که به من نمیگی یک کاری میکنم دهنت سرویس شههه
ته: گوه قولدمم
*:نوش جونت
جیسو هم رزی رو گرفته بود
☆: یچی بگم منو نمیکشی هانا
*: تو با جیسو تو رابطه ای
☆: از کجا میدونی
*: منو این بشر چیزی رو از هم پنهان نمیکنیم
من رفتم خونه ساعت۹ بود درو باز کردم
*: سلامم وایی داری صبحونه درست میکنیییی
~:سلامم اره
*: من بزات شیر موز خریدمم
~: جدییی
*: ارهه
رفتم بالا لباسامو عوض کردم اومدم پایین صبحونمو خوردم
*: خیلی خوشمزه بود دستت درد نکنهه
~: خواهش میکنم بچه
رفتیم رو مبل یه فیلم گذاشتم نشستیم دیدن صحنه های اهم اهم رسید کوک کمرمو گرفت و به خودش چسبوند
~: منم میخوام
*: خفه شووو
~: میخوام دیگهههه
*: باش چی بگم
اگه اهم اهم میخوایید در کامنت ها بگید براتون بفرستم
دیدگاه ها (۲۲)

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

«آرامش» پارت: 4«داستان: شروع شرط بندی و ماجرا ها»ته. تقصیر ت...

رفتار سرد

/عشق فراموش شده/{p6} ...

پنهان عشق

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط