ـمادر ـمشتاتو ـنکوب رویـ سنگـ قبرمـ

ـمادر ـمشتاتو ـنکوب رویـ سنگـ قبرمـ
ـمادر بچهـ بودیـمـ، میگفتیـ صـد ـو بـیست ساله‍ شیـ
ـحالا بای‍د بالای سرمـ ـروی ـسنگ قبرم‍ باشیـ
ـصد و ـبیست سال اینـ ـدنیا فقط 20سالـ بود!؟
مآدر دعآ کردیـ ـاما ـپشتم نبوـد
دیدگاه ها (۱)

چون مادرت در خانه بی‌پشت و پناه استدر کودکی بایست مرد خانه ب...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

پارت ۱ ویو ا.ت صدای همهمه ی صحبت ها در فضای عذاب آور خونه پی...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

ی شب زیبایی بود که قرار نبود....... همیشه زیبا باشه . ا.ت ی ...

پارت اول: سایهٔ سنگین خانهاین چند پارتی رو داشتع باشید تا فی...

Do I love him, or do I hate him?THE END ♡چند سال بعد...صدای ...

***### 🖤 **رمان / سناریو: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پ...

پایان: خانواده‌ای که خودت انتخاب کردیشب، همگی توی سالن جمع ش...

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط