{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرخ امشب که به کام دل ما خواسته گشتن/دامن وصل تو نتوان به

چرخ امشب که به کام دل ما خواسته گشتن/دامن وصل تو نتوان به رغیبان توهشتن/نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن/شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن/تا که همسایه نداند که تو در خانه مایی/سعدی این گفت و شد از گفته خود باز پشیمان/که مریض تب عشق تو هدر گوید و هذیان/به شب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان/کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رغیبان/پرتو روی تو گوید که تو در خانه مایی
دیدگاه ها (۱)

چرخ که امشب که به کام دل ما خواسته گشتندامن وصل تو نتوان به ...

#روز#بزرگداشت#سعدی#مبارک#شعر#poemfarsifactهر شب هجر بر آنم ک...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برو...

شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن، تا به همسایه نداند...

شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتنتا به همسایه نگوید ...

تقدیم به اسمونکه از کلک هنر نقش دل انگیز خداییحیف باشد مهِ م...

ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی حیف باشد مه من کاین همه ...

ای كه از كلك هنر نقش دل انگيز خدايیحيف باشد مه من كاينهمه از...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برو...

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیاییشمع را باید از این خان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط