فیک : ددی مافیایی من

فیک : ددی مافیایی من

پارت : ( پارته چند بود؟ 🗿)


جیا : خببب پسرا بگید تا الان عاشق شدید؟

جین : من شدم

جیا : واقعا؟
عاشقه کی شدی؟

جین : اینه یاع یاع یاع ( خنده شیشه پاکنی 😂💔)

جیا : 😐😐😐😐

جین : نه حالا بدونه شوخی اره عاشق شدم اسمشم جی وو عه

جیا : چه خوب!
بهش اعتراف کردی؟ ( فضولی؟ 😑)
جین : خببببببب نه بهش اعتراف نکردم

جیا : چرا؟

جین : چون میترسم که ردم کنه

جیا : یااااا تو به این خوشتیپی و باحالی مگه میشه که ردت کنه؟
اگه ردت کنه حتمی مغزه خر خورده ( برایه اولین بار با حرفه این موافقم 😔👍)

جین : خببببب از کجا معلوم که ردم نکنه؟
اگه ردم کنه مطمئنن ضربه بدی میخورم ( که دورت بگردم من پسرم 🥺💔 )

جیا : اگه هم بهش اعتراف نکنی یکی دیگه بهش اعتراف میکنه و با اون ازدواج میکنه و تو تا اخره عمرت همش خودتو سرزنش میکنی که چرا بهش نگفتی که دوستش داری
ولی اگه بهش اعتراف کنی شانست پنجاه پنجاست که قبولت کنه ویا ردت کنه
و اگه قبولت کنه تا اخره عمر کناره هم زندگی میکنید حتی شاید بچه دارم بشید!
ولی اگه بهش اعتراف کنی و قبولت نکنه شاید قلبت بشكنه ولی دیگه خودتو سرزنش نمیکنی که چرا بهش اعتراف نکردی!

جین : وا، واقعا؟

جیا : اوهوم

جین : خب باشه فردا دعوتش میکنم رستوران و بهش میگم که چه حسی بهش دارم فقط تو ام باید کمکم کنی!

جیا : چه کمکی؟

جین : باید بهم بگی که یه دختر چه شخصیتی داره خیره سرت خودت دختری 😑

جیا : اها باشه

کوک : منم عاشق شدم و اسمه عشقمم لیاست ( لیا ایتزی نه هااا فقط اسم کم اوردم🗿)

جیا : چه خوب دوست دخترته؟

کوک : اره

جیهوپ : منم عاشق شدم ولی اون دختری که عاشقش شدم بهم خیانت کرد 🙂💔 ( لبخنده غمگین 💔) و منو فقط بخاطره پول میخواست

جیا : ببخشید نمیخواستم ناراحتت کنم

نامجون : منم عاشق شدم و الان با عشقم از دواج کردم ویه بچه سه ساله دارم که اسمه زنم نایونه و اسمه دخترم نلیه

جیا : ووییییی خدا 🥺
من باید بچه و زنتو ببینم هااا!

نامجون : باشه باشه 😂😂

یونگی : منم ازدواج کردم و اسمه زنم بورامه

جیا : بچه چی؟
بچه دارید؟

یونگی : ..................


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۹)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۴ | لیام چیزی دید...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۲ | «اولین خرید جیا» 🛍️😂 ...

منم همین حرف رو می زنم !!!اما نه در مورد مملکت !!!بلکه در مو...

رمان رفتار سرد

یه مرد توی تهران بعداز یک سال پنهانکاری به قتل همسرش اعتراف ...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | مرکز خرید 💗🎀 بلاخر...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕07⊹˚₊𐙚کوک:ـ نمی‌دونم، شاید مثلاً بری ب...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟖 بعد از چند دقیقه‌ پریدم توی حیاط، از جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط