فکر میکردم در قلبت محکوم به حبس ابدم. ناگهان جا خوردم با
فکر میکردم در قلبت محکوم به حبس ابدم. ناگهان جا خوردم با صدای نگهبان که گفت هی تو آزادی! من میرفتم و صدای گام های غریبه ای که به سلول من میامد جان را از تن من میگرفت.
.
.
.
.
.
@ابدی
.
.
.
.
.
@ابدی
- ۱۰.۱k
- ۲۳ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط